تبليغاتX
پان ایرانیسم سرافراز ایستاده در تاریخ

مصاحبه دبیر کل حزب پان ایرانیست بانو غلامی (صفار پور ) با رادیو فردا در خصوص اعتراضات مردمی ملت ایران نسبت به عملکرد هیات حاکمه جمهوری اسلامی در روند انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و سرکوب های این اعتراضات توسط مامورین امنیتی و انتظامی و لباس شخصی:

بانو صفار پور

 دانلود

 دانلود مصاحبه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 14:56  توسط ابوالفضل عابدینی | 

به نام خداوند جان وخرد

 

پاینده ایران

هم میهنان. همانگونه که می دانید در پایان راه پیمایی آرام مردم تهران در روز دوشنبه 25 خرداد ماه که با هدف اعتراض مسالمت آمیز مدنی به بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم صورت گرفت گروهی از نیروهای خودسر به سوی راه پیمایان آتش گشودند و تعدادی از آنها را به خاک و خون کشیدند.

حزب پان ایرانیست ضمن یادآوری حقوق شهروندی آحاد مردم و تذکر این حقیقت که حاکمیت تاکنون هیچ گاه به درخواست نیروهای مخالف برای دریافت مجوز راه پیمایی پاسخ مثبت نداده و حقوق شهروندی ایرانیان را مستمراً و بر خلاف اصول مصرح در قانون اساسی فعلی سلب کرده است و ضمن محکوم کردن اقدام جنایت کارانه ی مزبور نسبت به گسترش امواج خشونت و به ویژه تخریب ها هشدار می دهد. گرچه مردم میهن ما دارای بلوغ سیاسی هستند و به هیچ وجه این تشبثات را تأیید و حمایت نمی کنند، اما عوامل مزدور و وابسته می کوشند تظاهرات آرام مردم را قلع و قمع نمایند. حاکمیت جز خود، تحمل هیچ حزب و جمعیت دیگری را ندارد و در همه ی این سال ها با همین منطق و اراده با مردم رفتار کرده است. پس باید مراقب توطئه ها و خیره سری ها باشیم.

از این رو حزب پان ایرانست ضمن همدردی با خانواده های داغدار حوادث تلخ اخیر تهران از عموم فعالان سیاسی به ویژه کسانی که در راه پیمایی ها و تجمعات اعتراض آمیز شرکت می کنند می خواهد به طور مکرر واکید کاربرد خشونت و تخریب را نفی کنند.

به یقین اراده های مصمم جوانان ایران بهانه به دست دشمنان نخواهد داد و به اتکاء همین اراده های استوار ومصمم به سوی استیفای حقوق انباشته ملت ایران حرکت خواهیم کرد.

                                                                                            حزب پان ایرانیست

                                                                                             ۲۷ خردادماه ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:53  توسط ابوالفضل عابدینی | 

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

روز سه شنبه مورخ 23 خردادماه 88، مهندس هومن اسکندری از اندامان  فعال حزب پان ایرانیست در منزل مسکونی خود توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده است.

تعرض به حقوق شهروندی بصورت فراقانونی و بدون هیچ توجیه قانونی که در روزهای اخیر شاهد آن هستیم امری است بشدت محکوم و مردود.

 سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن بازداشت های اخیر فعالان سیاسی بویژه سرور مهندس هومن اسکندری خواهان آزادی بی قید و شرط آنها می باشد و نسبت به عواقب این رفتارهای غیر مسوولانه, غیر دموکراتیک و غیرقانونی به شدت هشدار می دهد.

                            سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                         ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:52  توسط ابوالفضل عابدینی | 

بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

درباره رخدادهای ناگوار پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری

نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اقدام عوامل خودسر و نیروهای موسوم به لباس شخصی را که طی روزهای اخیر موجب به خاک و خون کشیده شدن فرزندان ایران در خیابانها ومحیط های دانشگاهی کشورمان شده است را به شدت محکوم می نماید.

اقدامات اخیر نیروهای تحت عنوان لباس شخصی که به جان ومال ملت تاخته اند و هر آنچه در توان داشته اند بکار بستند تا شاید حرکتی را که در راستای جمهوریت قدم به میدان گذارده بود، از صحنه بدر کنند بی شک هیچ توجیهی را نمی پذیرد و ما نیز همراه با ملت بزرگ ایران یاد جان باختگان روزهای اخیر را گرامی داشته و خود را در غم و اندوه آنان شریک می دانیم .

  با توجه به اینکه حزب پان ایرانیست در انتخابات اخیر موضع عدم شرکت اتخاذ کرده بود، ما نیز اکنون در همان راستا موجی را که از بطن ملت براه افتاده است ارج می نهیم.

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

۱۳۸۸/۳/۲۷ خورشیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:51  توسط ابوالفضل عابدینی | 

به نام خداوند جان و خرد

هم میهنان گرامی

بر اساس اعلامیه های پیشین ، نظر به فراهم نبودن مقدمات و شروط مشارکت آزادانه احزاب و جمعیت ها از جمله وجود محدودیت دروجود باشگاههای حزبی،نداشتن روزنامه ناشر افکار ،عدم دسترسی به رسانه های ارتباط جمعی ، وممانعت از برگزاری کنگره های حزبی ، ممنوعیت از داشتن همه ی امکاناتی که از حقوق  اولیه  احزاب  سیاسی محسوب می شود و وجود نظارت استصوابی در انتخابات خرداد ماه 1388 ونظر به عدم تامین وتعمیم امنیت قضایی عادلانه برای همه ونظر به استمرار استبداد و خودکامگی وانحصار طلبی وعدول از بسط مشارکت تامه ی مردم درتعیین سرنوشت سیاسی ، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی خویش ونظر به اصرار بر تداوم حاکمیت فرقه ای وتشبث به هزار فامیل جدید برای اداره امور کشور ونظر به سرپیچی پیوسته حاکمیت از اصول ومبانی حاکمیت ملی،حزب پان ایرانیست از شرکت در انتخابات جاری خودداری می کند و اعلام می دارد مشارکت این حزب در هر گونه انتخابات مشروط به رفع موانع ومضایق ایجاد شده برای این حزب واندامان آن و احترام به خواست ملت ایران برای ایجاد تغییر در نهادها و ساختار سیاسی کشور است.

پاینده ایران

18/02/1388

حزب پان ایرانیست

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 22:18  توسط ابوالفضل عابدینی | 

دستگاه امنیتی فرزندان ایران زمین را همچنان متهم به اقدام علیه امنیت ملی می کند و خود را پاسدار ارزشهای ملی می داند :

 گر آلوده شد به می خرقه ما باکی نیست

که همین شیوه بود شاهد پاک دامنی

 

 ابوالفضل عابدینی خبر نگار و فعال حقوق بشر

 سا ل 1387 را در حالی پشت سر گزاشتیم که حوادث و اتفاقات بسیار زیادی در عرصه های گوناگون مبارزاتی جنبش های اجتماعی ملت ایران رخ داده است.

اعدام یعقوب مهرنهاد خبرنگار سیستانی تایید حکم اعدام فرزاد کمانگر دبیر کامیارانی بازداشت های گسترده کارگران کارخانجات مختلف، برخوردها و فشارهای شدید به فعالان جنبش زنان از جمله کمپین یک میلیون امضا،اخراج دانشجویان از دانشگاه ها، مرگ های مشکوک زندانیان سیاسی از جمله حشمت امیرساران و امید رضا میرصیافی و هزاران موضوع دیگر کارنامه ای سیاه از حاکمیت فرقه ای در برابر دیدگان ملت ایران و جامعه بین الملل برجای گذاشته است.

برخلاف پذیرش بسیاری از معاهدات  مقاوله نامه های جهانی از سوی جمهوری اسلامی متاسفانه حاکمیت فرقه ای خود را ملزم به اجرای مفاد آنان نمیداند؛ به عنوان مثال می توان اعدام کودکان و جوانان زیر هژده سال و جلوگیری و ممانعت از برگزاری اعتصابات و گردهمایی های مسالمت آمیز کارگران برای گرفتن حقوق صنفی خود را  نام برد.

دستگاه امنیتی و قضایی کشور همکام و همسو با یکدیگر برای سرکوب اقشار گوناگون ملت ایران همواره دو اصل را به عنوان موارد اتهامی فرزندان ایران در دادگاه های انقلاب مطرح می کند: اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی.

این رشته مطالب را ابتدا از حوزه کاگری و فشارهایی که به کارگران زحمتکش ایرانی وارد می شود آغاز می کنیم البته گستردگی این حوزه فرصت نگارش تنها گوشه ای از مشکلات و معضلات کارگران برخی از کاخانجات کشور را به ما می دهد.آنچه در زیر می خوانید گزارشی از وضعیت کارگان دو واحد تولیدی بزرگ در جنوب کشور می باشد: 1- شرکت لوله سازی اهواز 2-شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه .

اواخر روزهای سال گذشته  زمزمه های اخراج حدود دوهزار کارگر شرکت لوله سازی اهواز به گوش خورد و همین موضوع باعث نگرانی های این کارگران شد که پس از تعطیلات نوروزی هنگام مراجعه به شرکت از ورود آنان به داخل کارخانه جلوگیری شد و پس از پیگیری، نمایندگان کارگری متوجه شدند که هیات مدیره عدم نیاز آنان را اعلام کرده و حاضر به انعقاد قرار داد جدید با آنان نیست. این امر اعتراض کارگران اخراجی را به دنبال داشت و از تاریخ پانزدهم فروردین ماه تا لحظه نگارش این جستار هر روز جلوی درب اصلی و ورودی شرکت تجمع می کنند و متاسفانه هیچ یک از مدیران شرکت و یا مسوولین استانی و کشوری نسبت به این اعتراضات واکنشی نشان ندادند. چندی پیش در سفر آقای احمدی نژاد به استان خوزستان جمعی از کارگران لوله سازی اهواز در اعتراض به وضعیت شغلی شان با راهپیمایی در سطح شهر اهواز و جلوی استانداری خوزستان تجمع نمودند. در این تجمع سعیدلو معاون اجرایی رییس جمهور و سودانی نماینده شهر اهواز در مجلس شورای اسلامی نیز به کارگران قول همکاری و پیگیری و تشکیل کارگروه ویژه ای برای بررسی مشکلات لوله سازی اهواز را داده بودند که این کارگروه دستاوردی جز آرام کردن فضا به وسیله وعده های فریبنده نداشت.

پس از اعلام عدم نیاز (اخراج) کارگران رونوشت نامه ای را که دفتر ریاست جمهوری برای استانداری خوزستان در خصوص پیگیری وضعیت لوله سازی و ارایه گزارش شرایط آنان به رییس جمهور، ارسال کرده بود به دست نماینده کارگران رسیدکه باید گفت: نوشداروهای ریاست جمهوری همیشه پس از مرگ سهراب به دست مدیران زیرمجموعه اش می رسد.

روزگاری نه چندان دور در همین چند سال گذشته این شرکت جزو پرسود ترین شرکت های منطقه بود اما امروز لوله سازی اهواز به یکی از بحرانی ترین کارخانجات ایران تبدیل شده است.مدیران شرکت عنوان می کنند به علت رکود در انجام پروژه های نفت و گاز کشور به دلیل بحران های اقتصادی تولید لوله سازی نیز با مشکل روبرو شده است چرا که تولیدات کارخانه فقط برای انجام این پروژه ها استفاده می شد و در هم اکنون با این شرایط تقاضایی برای تولید ندارند.

فارغ از درستی این گفته مدیران که خود جای بحث های فراوان دارد و پرسش های بیشماری با بیان این دلیل  متوجه آنان می شود که همه ی پاسخ  ها نیز اشاره به ضعف مدیریتی آنها خواهد داشت.اگر بخواهیم اتفاقات و مسائل پشت پرده را هم بررسی کنیم باز هم باید سخن از باندهای مافیای اقتصادی کنیم. لوله سازی اهواز به لحاظ موقعیت جغرافیایی در مرکز شهر اهواز قرار دارد و زمین های گسترده و بسیار گران بهایی نزدیک به 60 هکتار را در اختیار دارد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که هر گاه گروهی قصد تملک و تصاحب یک پروژه و یک کارخانه اقتصادی را دارند سناریویی را بدین منظور تنظیم می کنند که ابتدا با آشفته و بحرانی جلوه دادن شرکت تلاش

می کنند فعالیت های اقتصادی آن واحد تولیدی را غیر موجه نشان بدهند و سپس با ارتباطاتی که در سطوح مختلف مدیریتی کشور دارند با مطرح کردن اصل 44 و خصوصی سازی، واگزاری سهام شرکت به بخش خصوصی در دستور کار قرار می گیرد و با توجه به اینکه ازپیش،  این گروه مافیایی در جهت بحرانی، غیرقابل توجیه و ورشکسته جلوه دادن آن اقداماتی را انجام داده بود براحتی شرکت را با کمترین قیمت ممکن تصاحب می کنند. در واقع پدرخوانده های مافیای اقتصادی ایران بسیار دقیق و حساب شده در حال گسترش خانواده های خود هستند و از هیچ کوششی برای رسیدن به اهداف شوم خویش کوتاهی نمی کنند و همه ابزار ممکن را در اختیار دارند و معادلاتی ر رقم می زنند که تاریخ ایران تاکنون شاهد آن نبود.

با این روند و فعالیت های این گروه های مافیایی چشم انداز بسیار نگران کننده ای پیش روی ملت ایران به ویژه کارگران زحمت کش آن خواهد بود.

سخن را به درازا نمی برم و از لوله سازی صد واندی کیلومتر به سمت شوش می رویم .آنجایی که اونتاش گال پادشاه ایلامی بنای بزرگترین پرستشگاه زمان خویش را نهاد.آثار به جای مانده از کاخ های پادشاهان هخامنشی بی اختیار  هر انسانی را به یاد کوروش بزرگ ابر مرد تاریخ جهان و پیامبر صلح و بنیانگذار حقوق بشر می اندازد. در میان تپه های باستانی هفت تپه و شوش فرزندانی از نسل کوروش شبهای سردو سوزان زمستانی و روزهای گرم وشرجی تابستانهای خوزستان برای شکوفایی و بالندگی اقتصاد سرزمین شان سالهای سال مشغول فعالیت در شرکتی بنام شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه هستند.

در دهه ی 40 با همکاری امریکاییان این شرکت آغاز به کار نمود و همگام و هم پا با شرکت نفت وحفاری در منطقه رقابت می کرد.عدم جایگزینی تکنولوژیهای جدید و به روز از یک سو ، واردات بی رویه شکر از سوی دیگر باعث گردیده تا صنعت شکر در ایران رو به نابودی برود. تعرفه های بسیار پایین در حد صفر و  واردات شکر فضا و فرصت را برای سودجویان این بخش صنعتی کشور ایجاد کرده و چهره های شناخته شده ای از درون هیات حاکمه با وارد کردن مقادیر مازاد بر مصرف کشور ضربه های اساسی وغیر قابل جبرانی را به صنعت شکر وارد کردند.

بر اساس آمار سالها ی پیشین ، واحد های تولیدشکردر ایران سالانه حدود یک میلیون و سیصد هزار تن شکر تولید می کردند و نیاز مصرف داخلی یک میلیون و نهصد هزار تن بود. این بدان معناست که طبق این آمار باید فقط ششصد هزار تن شکر وارد بازار کشور می شد اما در هر سال بیش از 5 برابر این مقدار از کشورهایی چون کوبا و برزیل وارد شد است.

برخی از کالاها و محصولات کشاورزی در دنیا  اقلام استراتژیک محسوب شده که گندم و شکر دو نمونه از این محصولات شناخته شده هستند ودولتها همواره تولید کنندگان این محصولات را مورد حمایت خود قرار می دهند. تعرفه های گمرکی بالای 150 درصدی برای شکر توسط کشورهای اروپایی و به دریا ریختن سالانه میلیونها تن گندم توسط دولت امریکا گویای این واقیعت می باشد.ولی در ایران مافیای شکر در سایه حمایت سیاست های غلط دولت وتعرفه های گمرکی تک رقمی بدون هیچ مانعی سودهای کلانی را با رقم های نجومی از این راه کاسب می شوند.

پدرخوانده این مافیای مخوف وقدرتمند، معروف به شیخ شکر فروش سر خود را در همچون کبگی میان برف فرو کرده و  بدون توجه به سفره خالی کارگران صنایع شکر، سرگرم پرکردن حسابهای بانکی خود وفرزند دردانه اش است.

عباس پالیز دار در گزارش خود اشاره ای کوتاه به یکی از وارد کنندگان شکر کرد و از پیشنهاد 700 میلیون تومانی رشوه فردی بنام مدلل نام می برد و سپس روانه ی زندان اوین می شود.

دستگاه امنیتی وقضایی نیز به جای برخورد با عوامل و دلالان شکر و به پای میز محاکمه کشاندن آنان به سرکوب اعتراضات کارگرانی می پردازد که برای احقاق حقوق خویش تلاش کرده و نسبت به فعالیت های نامشروع مافیای شکر معترض بوده و هستند. البته در این ساختار و با این هیات حاکمه بیان و تقاضای چنین موردی شاید به آرزویی دست نیافتنی شباهت بیشتری داشته باشد و از آنجا که نگارنده  این جستار جوان می باشد باید بگویم آرزو بر جوانان عیب نیست.

آبان ماه سال گذشته بعد از اعتراضات و اعتصابات کارگری در هفت تپه تعدادی از این کارگران توسط دستگاه امنیتی بازداشت و تحت فشارهایی قرار گرفتند ولی این فشارها و تهدیدها هیچ گاه مانع آن نشد که کارگران این شرکت از خواسته های صنفی شان دست بردارندو موفق شدند که پس از سی سال  سندیکا خود را با انتخاب نمایندگان کارگری شان دوباره راه اندازی کنند. اما متاسفانه باز هم دستگاه امنیتی و قضایی برخلاف قوانین ومقاوله نامه های جهانی ( که مورد پذیرش و تایید جمهوری اسلامی نیز هستند) اقدام کرده و 8 نفر از اعضای هیات مدیره این سندیکا را بازداشت کرد(علی نجاتی – جلیل احمدی – فریدون نیکوفر- قربان علی پور- رحیم بسحاق- رضا رخشان – نجات دهلی و محمد حیدری مهر) وسرانجام با گذشت بیش از یکسال از آغاز اولین پرونده قضایی ، دادگاه انقلاب شهرستان دزفول با استناد به مواردی غیر واقعی وغیر حقوقی وتحت تاثیر بیش از اندازه گزارشات دستگاه امنیتی متهمان کارگر را به یکسال حبس  و سه سال محرم از شرکت در فعالیت های کارگری محکوم کردو پرونده را در خصوص نگارنده [ابوالفضل عابدینی] به بهانه بررسی بیشتر باز نگه داشته است.

همانگونه که در مقدمه این جستار بیان کردم اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به عنوان دو مورد اتهامی در دادگاههای انقلاب برای فعالین سیاسی و مدنی ایران مطرح می گردد. سوالی که در اینجا پیش می آید تعریف هیات حاکمه از امنیت ملی می باشدو ملت ایران را با یک پارادوکس و دوگانگی مواجه می سازد که چگونه است ندای گرسنه ایم یک کارگر در دولتی که با شعار مهرورزی مدعی اجرای عدالت است اقدام علیه امنیت تعبیر می گردد اما لبخند رییس جمهور کشورش زیر تابلوی خلیج مجعول عرب و گفته ی سراسر خفت بار وزیر امور خارجه دولتش در خصوص سهم ملت ایران در دریای مازندران که از سهم خواهی بیش از 11 درصد به خیانت یاد می کند، تدبیر و اندیشه نام می گیرد.

 مدیری با پیشینه ی درخشان!!؟ با مدارک جعلی تحصیلی  بر صندلی وزارت کشور تکیه می زند .و با اثبات جعلی بودن مدارکش نه تنها حاضر به استعفا نمی شودبلکه مورد لطف و حمایت رییس جمهور نیز واقع می گردد و پس از این رسوایی، مجلس مجبور به  استضاح ایشان می گردد. و بازهم مورد حمایت رییس جمهور قرار می گیرد و دستگاه قضایی کشور به جای اعلام جرم علیه کُردان وکُردانها به صدور حکم برای کارگرانی همچون ((محمد حیدری مهری )) می پردازد که در طول دفاع مقدس با بالا بردن سن خویش در شناسنامه  برای دفاع از آب، خاک، ناموس وشرف این سرزمین به جبهه می رود.

دستگاه امنیتی فرزندان ایران زمین را همچنان متهم به اقدام علیه امنیت ملی می کند و خود را پاسدار ارزشهای ملی می داند :

گر آلوده شد به می خرقه ما باکی نیست    

که همین شیوه بود شاهد پاک دامنی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 9:45  توسط ابوالفضل عابدینی | 
جناب آقای خوان سوامیا رییس محترم سازمان جهانی کار                              
                                                                                                                  

با سپاس و دروود فراوان 

ضمن تبریک و شادباش به مناسبت فرارسیدن روز جهانی کارگر وسپاس از سازمان شما برای تلاشهای گسترده بین المللی درراستای بهبود وضعیت کار شایسته بر خویش لازم دیدم به بهانه این روز و به در خواست جمعی از کارگران ایران مطالبی را به آگاهیتان برسانم.


کارگران جهان اول ماه می را که روز جهانی کارگر نام دارد در تمامی نقاط دنیا جشن می گیرند. به بهانه این روز کارگران سراسردنیا با هر رنگ ، زبان و نژادی با ارسال پیام های هبستگی ، صمیمیت و دوستی هایشان را تحکیم می بخشند.

دولت ها دربسیاری از نقاط جهان مخالفتی برای برگزاری مراسم ها و سخنرانی هایی که توسط اتحادیه های گوناگون گارگری برپا می شوند، ندارند و سندیکا ها را به عنوان اهرم و بازوانی قدرتمند درجوامع خود پذیرفته اند. سندیکا ها در این روزبه فعال ترین افراد تشکیلات خود جوایزی اهدا می کنند و سایراعضای خود را به همکاری بیشتر دعوت می نمایند.


اما آقای رییس؛ درکشورمن کارگران اجازه برگزاری چنین جشنی را ندارند و در این روز برای فعالین کارگری که قصد برپایی مراسمی برای بزرگداشت مقام کارگر را دارند احکام بازداشت صادر می شود. روانه زندانشان می کنند و ممنوع ملاقات می شوند. سندیکاها را نهادهای غیر قانونی و تلاش برای تشکیل سندیکا ها را « اقدام علیه امنیت کشور» می دانند. مصاحبه کارگران با یک رسانه وبیان خواسته های صنفی را «تبلیغ علیه نظام» و ارتباط با سندیکا های بین المللی را« ارتباط با گروهک های مخالف رژیم» معرفی می کنند. 

در ایران بحران های اقتصادی وسیاست های غلط دولتها ،فعالیت واحدهای تولیدی را دچار رکود کرده و باند های مافیای اقتصادی کنترل صنایع گوناگون کشوررا دردست گرفته وبرای سود آوری بیشتر وکسب سرمایه های نامشروع فشار های شدیدی به کارگران وارد می آورند. این مافیاهای قدرتمند اقتصادی که در درون نهادهای اجرایی و تصمیم گیر دولت نفوذ فراوانی دارند، از هیچ کوششی برا رسیدن به اهداف خود کوتاهی نمی کنند و تمامی ابزار لازم را در اختیار دارند. نفوذ قضایی وارتباطات وسیع آنان در دستگاههای امنیتی باعث شده تا کوچکترین اعتراض صنفی کارگران سرکوب و خواسته های کارگران که اغلب با تجمعات مسالمت آمیزبیان می شود با زندان و صدور احکام سنگین قضایی پاسخ داده شود. 

خانه های کارگر وشوراهای اسلامی کارگری به نهادهای ضد کارگری تبدیل شدند که اعضای آنها را وزارت کار با تایید از وزارت اطلاعات و قبول صاحبان صنایع دریک فرایند نمایشی از بین کارگران انتخاب می کنند وهیچ جایگاهی در بین کارگران ندارند وبه همین دلیل نمی توانند نمایندگان واقعی کارگران باشند.


آقای رییس؛ من یک خبر نگارم و برای دفاع ازجامعه کارگری کشورم بارها بازداشت شده وبه زندان هم رفته ام، می خواهم با بیانی متفاوت با شما سخن بگویم و چند پرسش را مطرح سازم که یقین بدانید، دغدغه و پرسشهای بسیاری ازکارگران ایران نیزهستند:

- تا کنون سازمان شما چه واکنشی با دولتی که در آن سازمان کرسی نمایندگی داردو با کارگران اینگونه رفتار می نماید نشان داده اید؟

- نمود آشکار اقدامات شما برای کاهش فشار بر فعالین کارگری از سوی دولت های جمهوری اسلامی چه اقدماتی بوده است؟

- چه تلاش و کوششی برای پذیرش واقعی سندیکا و برگزاری انتخابات آزاد و تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری در ایران تا کنون انجام داده اید؟

- آیا وقت آن نرسیده که برخورد جدی تری با تضعیع کننندگان حقوق کارگران نمایید؟

-آیا نمی توان به استناد نقض و زیر پا گذاشتن قوانین و مقاوله نامه های بین اللملی برخورد قاطعی با ایران کردو دو لت ها ی آنان را ملزم به پذیرش تمامی مفاد این مقاوله نامه ومعاهدات جهانی نمایید؟



در پایان با توجه به مسایل گفته شده در بالا که تنها بخش کوچکی از فشارهایی است که از سوی دولتها و برخی از نهادهای جمهوری اسلامی به جامعه ی کارگری ایران وارد می شود وتا هنگامی که شاهد رفتارهایی اینچنینی از سوی دولت برکارگران زحمت کش و کوشای ایرانی هستیم اعتقاد دارم، ایران حق اجازه داشتن کرسی در آن سازمان جهانی را ندارد.



با سپاس

ابوالفضل عابدینی نصر

خبرنگار مستقل و فعال حقوق بشر

04/02/1388 خورشیدی


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 2:48  توسط ابوالفضل عابدینی | 
کميته عربستانی سرپرستي، نظارتي و هماهنگي فدراسيون همبستگي كشورهاي اسلامي (ISSF)، در شرایطی روز گذشته با مسئولان دستگاه ورزش ایران و ستاد برگزاری دومین دوره بازی‌های کشورهای اسلامی دیدار کرد که در بر دارنده پیغامی محرمانه برای مسئولان ورزش ایران بود که لحنی کاملاً تهدیدآمیز داشت؛ پیغامی که فضای ساختمان سئول سازمان تربیت بدنی را عصر دیروز ملتهب‏تر از هر زمان ساخت.
به گزارش خبرنگار ورزشی «تابناک»، بشیر طرابلسی، رئیس فدراسیون همبستگی کشورهای اسلامی به همراه محمد صالح قذدر (دبيركل ISSF) و یازده از اعضاي كميته‌هاي هماهنگی، نظارتی، سرپرستی و پزشکی و دوپینگ پس از ديدار با معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی، با حضور در ستاد اجرايي بازي‌ها، از همه طبقات بازديد کرد و نخستين جلسه كاري خود را با حسن ميرزاآقابيگ، دبير اجرايي ستاد برگزار كردند. مهمترین موضوع دیروز که هیچ یک از حاضران در این نشست‏ها به آن اشاره نکردند، خواست همراه با تهدید کشورهای عربی از ایران بود که نشست‏های روز گذشته را به التهاب کشاند و باعث شد طرفین با تندی موضعگیری کنند.

بشیر طرابلسی با اشاره به خواست کشورهای عربی، مبنی بر اینکه نام خلیج مجعول (ع- ر -ب- ی) یا خلیج در همه بروشورها، تصاویر و نقشه‏های و پوسترها و همچنین مدال‏های بازی‌های کشورهای اسلامی نوشته شود، تأکید کرد این خواست مشترک کشورهای عربی است که به این فدراسیون اعلام شده تا به ستاد برگزاری این بازی‌ها در تهران ابلاغ شود.

با ابلاغ این خواست کشورهای عربی به مسئولان دستگاه ورزش کشورمان، طرف ایرانی به شدت به موضعگیری و مخالفت با این خواست پرداخت که باعث شد طرابلسی بخش دوم پیغام عرب‏ها را مبنی بر اینکه در صورت به‌کارگیری نام خلیج‏فارس، کشورهای عربی در بازی‌های تهران شرکت نخواهند کرد، ذکر نماید که بیان این موضوع باعث وارد آمدن شوک به مسئولان حاضر از کشورمان در این نشست شد.

در پی گروکشی غیراخلاقی عرب‏ها بر سر خلیج فارس که اوج رفتار غیراخلاقی کشورهای عربی برای وادار کردن ایران برای به رسمیت شناختن عنوان مجعول برای خلیج فارس است و با توجه به آن‌که انصراف کشورهای عربی به منزله انصراف قریب به اتفاق کشورهای اسلامی از حضور در این دوره از مسابقات است، عملاً برگزاری این بازی‌ها در ایران با این شرایط منتفی شد و تنها در صورت عقب‏نشینی کشورهای عربی، امکان میزبانی کشورمان همچنان پابرجا می‏ماند که وقوع این امر بعید به نظر می‌رسد.

مطمئناً واکنش قاطع ایران با مسأله ملی خلیج فارس و انصراف از میزبانی بازی‌های کشورهای اسلامی به خاطر این طرز برخورد توهین‌آمیز کشورهای عربی با میزبان ـ که به تحریک برخی کشورهای حاشیه خلیج‏فارس صورت پذیرفته ـ می‏تواند جدیت کشورمان را در حفظ نام خلیج‏فارس مشخص سازد.

متن کامل خبر و جزئیات این اتفاق را در تابناک ورزشی بخوانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 2:39  توسط ابوالفضل عابدینی | 
 


پيامي ديگر از محسن پزشكپور(پندار)


اكنون عبدالله اوجالان چونان تجلي روان زخم خورده ولي مقاوم و سرسخت تيره بزرگ آرياي و ايراني كرد، برابر همه توطئه هاي استعمارگران جهاني و دست آموزان آنها، دست و پاي در زنجير، برپاي ايستاده است. داستان ((اوجالان)) از آغاز نبردهاي مسلحانه او (سال 1984) تاكنون در تركيه كه چونان لانه جغد شوم استعمار و پناهگاه همه توطئه هاي ضد انساني در اين منطقه از جهان مي باشد، حماسه بزرگ مقاومت، شجاعت و جوشش هم پيوندا كرد را تجسم بخشيده است. از سال 1920 ميلاديف پس از جنگ جهاني اول بدين سوي، كه بر ويرانه هاي نظام سياسي و اجتماعي خلافت عظيم عثماني، دولت تصنعي تركيه را بنيان نهادند، چونان همه سازمان هاي فريب خورده اين منطقه از جهان، داس مرگبار قتل عام ها و ارتكاب جنايت هاي ضد انساني سياست هاي استعمارگر بكار افتاد. تركيه بگونه زندان خوفناك و مرگبار براي ميليونها شيعيان علوي و بيش از ده ميليون كرد مقيم آن سامان شكل گرفت. در راس اين ساختار استعماري و ماشين هولناك قتل عام هاي انسان هاي اسير و زنجير شده در آن، مصطفي كمال فراماسونر(آتاترك) به اتفاق ديگر ياوران او قرار گرفتند. پيش از آن ميان ساله هاي 1917 و 1918 نزديك به دو ميليون ارامنه آن را سامان را قتل عام كردند. سپس در مورد ساير ساكنان آن ديار،شيعيان علوي و كردها را به زنجير اسارت در مسلخ گاهي كه از آن به عنوان حكومت تركيه گرفته تا ميان رودان(كه عراقش ناميدند) و تا سوريه و ديگر مناطق،ادامه داشت يعني: قتل عام كردها و شيعيان.
در كشاكش جنگ جهاني دوم، در سرزمين مادر "ايران زمين" تاريخ خروشيد و با "قيام پان ايرانيسم" طلسم استعمار در هم شكسته شد، فرياد "پان ايرانيسم" در مورد مناطقي چون تركيه اين بود كه:"ترك هاي كوهستاني"؟؟! كه با آنان چون حيوانات رفتار مي شد، همان كردهاي با فرهنگ و فرزندان صلاح الدين ايوبي مي باشند، كه براي نخستين بار در جنگ هاي صليبي عظيم ترين تجاوزهاي نظامي استعمارگران غرب را در اين منطقه از جهان درهم كوبيد. نبرد پان ايرانيسم براي گسستن زنجيرهاي اسارت از اين اقوام و تيره هاي به هم پيوسته ادامه يافت. در سوم دي ماه 1343(24 دسامبر 1964) به عنوان نخستين سرباز و مسئول نهضت پان ايرانيسم و حزب پان ايرانيستف نخستين نامه را به ((اوتانت)) دبيركل وقت سازمان ملل ارسال داشتم كه طي آن از حقوق حقه و تضييع شده كردهاي منطقه سخن به ميان آمد. بدين سان، جنبش در سطح وسيع و جهاني گسترش يافت. اكنون صداي حق طلب و سرسخت ""عبدالله اوجالان" نيز در جهان ستم زده طنين انداخته شده است. براستي مي توان گفت:"اوجالان" از فرزندان سلف صلاح الدين ايوبي و ادامه دهنده مبارزات ضد استعماري و آزادگي بخش همه نبردجويان و پيش گامان جامعه بزرگ و به هم پيوسته ايراني است.
تاريخ سياست هاي استعماري از آغاز تاكنون، چنين توطئه هماهنگ همه جهان استعمارگر و دست آموزان آنان را عليه يك "انسان مبارز" بدينسان به خاطر ندارد. از صهيونيسم بين الملل گرفته تا موساد، از يونان گرفته تا كنيا استعمارزده،از آلمان گرفته تا روسيه استعماري، از سوريه گرفته تا ديگر قدرت هاي منطقه، همه و همه، براي دستگيري و به زندان فرستادن يك تن انسان مبارز و ضد استعمار، بيعت كردند و به تلاش افتادند. آيا جز اين است كه "اوجالان" تني تنها است ولي روان و انديشه هاي مردم ستم كشيده اين منطقه، از كردها تا بلوچه و خوزستاني و ارمني و گرجستاني و تركمني و غيره مي باشد؟!

من، محسن پزشكپور(پندار) چهره مصمم و عزم پولادين و انديشه ضد استعمار اين مرد را ستايش مي كنم، از "قلب ايران زمين" دست ياري به سوي مبارزاني چون او به پيش مي آوردم. راه اوجالان راه صلاح الدين ايوبي است. همه آزادگان و مبارزان ضد استعمار مي بايد در راهي هم سو قرار گيرند تا توطئه هاي استعماري را در هم كوبند. چنين مي انگارم كه هرگز اوجالان تنها نيست و خروش او خروش تاريخ است و فرياد او فرياد همه ستم كشيدگان اين منطقه از جهان. اميد آنكه پويندگان اين طريق همچنان عزمي جزم داشته باشد و طريقي انحراف ناپذير را طي كنند.

پاينده ايران
رهبر نهضت پان ايرانيسم
محسن پزشكپور(پندار)
سال 1377
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 21:28  توسط ابوالفضل عابدینی | 

 

نشریه حاکمیت ملت (پیام پندار)منتشر شد

در این شماره می خوانید :

قلم سردبیر.........................................................................................۱

 مصاحبه محسن پزشکپور با کیهان هوایی- بخش پنجم.........................................................۳       

تاریخچه پان ایرانیسم به روایت مهندس سید رضا کرمانی......................................................۶

خطوط قرمز ملت ایران از :مهندس هومن اسکندری.........................................................۸

مبحثی در سرنوشت ملی- از:حجت کلاشی......................................................................۱۱

خاتمی و گنداب سیاست- از:دکتر حسن کیانزاد...................................................................۱۳

رقابت تدارکاتچی‌ها برای انتصاب انتخاباتی- از:دکتر حکمت..................................................۱۴

نبرد  بر سر هست و نیست- از: دکتر فرشید سیمبر.............................................................۱۶

شبح شوم دویست ساله‌ی استعمار از دکتر علی راست بین............................................... ۱۸

جدال در خلیج فارس- بخش دوم ..................... ..............................................................۲۳

 اخبار حزبی.............................................................................................................۳۱

گزارش از تجمع دانشجویان در روز 17 آذر....................................................................۳۲

گزارش از پایگاه ستارخان .........................................................................................۳۴

دانشگاه آزاد واحد تبريز كانون فعاليت‌هاي تجزيه طلبان.....................................................۳۶

نگاهی به خبر............................................................ .............................................۳۸

یک شاعر،یک شعر....................................... ..........................................................۳۸

گزارش واحد میراث فرهنگی سازمان جوانان از بررسی و شناسایی نگاره‌های صخره‌ای استان مازندران................................................................................................................۳۸

يك كتاب، يك نويسنده............................................................................................. ...۳۹

کهن ترین دوران تاریخ آریاییان- بخش یکم ....................................................................۴۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 20:7  توسط ابوالفضل عابدینی | 
 
 
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اعتراض جدی خود را نسبت به ضعف و انفعال دستگاه خارجه در برابر اظهارات و گستاخی های دولت بحرین اعلام داشته و از اینکه چنان ضعف و سستی بر دستگاه مستولی شده است که دولتهای کوچک منطقه ای نیز در صدد اعمال سیستم سانسور خود بر فضای عمومی ایران هستند ,اظهار تاسف می کند.

اظهارات اخیری که سبب بر آشفتگی حاکمیت فرقه ای بحرین شده است صرفا بیان واقعه ای تاریخی بوده و قابل حذف از حافظه ی تاریخی ملت ایران نمی باشد.دولتمردان بحرین باید بدانند که نمی توانند خفقان استعمار زاده ی حاکم بر بحرین را بر حافظه ی تاریخی ملت ایران , بیان و قلم آنها حاکم کند.

طبیعی است که ما حقوق مردم منطقه را به رسمیت شناخته و برخورداری از حکومتهایی متناسب با بافت تاریخی – فرهنگی را حق مسلم آنها می دانیم.

به دولتمردان و اهل قلم و نظر ایرانی نیز توضیه می کنیم مسائل بنیادی را صرفا در ساختار تاکتیکهای زودگذر و سیاسی ننگریسته و مباحث را متناسب با ژرفایی شان طرح و پیگیری کنند و از مکانیسم توانها و نیتها ,ابزار و اهداف غافل نشوند.

                                                                        سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                                                   4/12/1387 خورشیدی 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 15:20  توسط ابوالفضل عابدینی | 
                                به نام خداوند جان و خرد                    

پاینده ایران

اخیرا مطالبی چند بصورت گسترده در برخی فضاهای مجازی و حقیقی پراکنده می شود که علی الظاهر تنظیم کنندگان ناشناخته و یا کمتر شناخته شده ی آنها در حالی که نسبت به برخی از دوستان ما و نیز احزاب ملی از زبانی تند و گزنده استفاده می کنند، خود را علاقمند جوانان پان ایرانیست معرفی می کنند ،لذا سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با هشدار نسبت به این رویه اعلام می دارد:

1) این گونه نقدهای شتابزده که البته گاها از مضامینی صحیح هم برخوردارند ،از آنجائیکه سبب کدورت و افزایش تنش میان گروههای ملی می شود و نیز گرهی از کارها نمی گشاید و نقدی سازنده نیست و همچنین به نام و اعتبار جریانهای ناسیونالیست و ملی و اعتماد جمعی ضربه می زند نمی تواند مورد پذیرش افراد آگاه و خیر خواه باشد .نقدهای درون خانوادگی - خانواده بزرگ جریانهای ملی - باید از زبانی بهتر و راه حلهای اصولی تری بهره ببرد تا به تنیجه مطلوب برسد.

2)ما خواهان آرامش و حفظ متانت میان نیروهای سیاسی ملی و ناسیونالیست ایران هستیم چرا که حداقل شاید اگر نمی توانند درمانی برای دردهای مزمن جامعه ی ما باشند خدای نکرده با توسل به خشت و کلوخ پراکنی در میان خود ،اعتبار زدایی نکنند.

3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست مسائل داخلی حزب متبوع خود را بهتر از دیگران میداند و رویکرد اصولی خود را به همین صورت حاضر دنبال خواهد کرد.

4)رفتارهای خارج از چهارچوب عرف و ادب و فرهنگ ایرانی (از قبیل حمله ، توهین و گاها تهمت )نسبت به سروران و یاران حزبی ما با پاسخ های قاطع و ناگزیر سازمان جوانان مواجه خواهد شد .بدیهی است ما پذیرای نقد در چهاچوب ادب و احترام هستیم اما توهین و افترا را نمی پذیریم.

5)به دوستانی که در این مدت چندین پیشنهاد مختلف با نامهای گوناگون جهت اتحاد پان ایرانیستی تهیه کرده و ارائه داده اند - ضمن سپاسگذاری و ارج نهادن به این نوع کوششها - اعلام میداریم نخست می بایست این افراد نزدیکتر آمده و با پیوستن به تشکیلات حزبی و احترام به پیشکسوتان این موضوع را دنبال کنند .بدیهی است سازمان جوانان از تشکیل صفوف واحد و مشترک پان ایرانیستی در چهارچوب حزب پان ایرانیست استقبال کرده و پیش قدم خواهد شد .ما با افرادی که از سایه بیرون آمده باشند آماده ایم قدمهایی را در این زمینه برداریم!

                                                      سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                       خورشیدی        ۲۲/۱۱/۱۳۸۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 20:50  توسط ابوالفضل عابدینی | 

دکتراسد همایون

دکتر اسد همايون در گذشته ديپلمات بوده و در حال حاضر در آمريکا اقامت دارد. او در آسيای جنوبی و در ‏ايالات متحده آمريکا مامور رسمی وزارت خارجه ايران بوده است. دکتر اسد همايون به مدت دوازده سال مسئول ‏روابط ديپلماتيک سفارت ايران در شهر واشنگتن بود. دکتر همايون در آخرين ماموريت پيش از وقوع انقلاب ‏ايران به عنوان وزير مختار سفارت انجام وظيفه کرده است. ‏

دکتر همايون آموزش های دانشگاهی خود را در دانشگاه جورج واشنتگتن بپايان رسانده است و همانجا درجه ‏پی اچ دی (دکتری) دريافت داشته است. تحصيلات ايشان در مورد روابط بين الملل است. او چندين نوشتار در ‏مورد روابط بين المللی، امور خاور ميانه و چندين نوشته در مورد امور دفاعی ، خارجه، سياست استراتژيکی، ‏امور جهانی، آمادگی های جهانی در واشنگتن تايمز، در واشنگتن پست و نيو يورک تايمز دارد.‏

دکتر همايون در طول خدمت سياسی خود در بسياری از مذاکرات و چالش های ديپلماتيک بين ايالات متحده ‏آمريکا و اروپا و خاور ميانه شرکت داشته است. در اثر همين روابط با دولت و سازمان های مختلف آمريکا آشنائی پيدا کرده ‏است و در امور کنگره آمريکا و کاخ سفيد تخصص يافته است. ايشان در طول خدمت سياسی خود بارها ‏درکنفرانس ها و هم آيش های گوناگون سخنرانی هائی در خصوص روابط آمريکا و اروپا و خاور دور انجام داده ‏است.‏

پس از وقوع فاجعه ای بنام انقلاب در ايران، دکتر همايون به مدت شش سال بعنوان استاد  ف دانشگاه ‏جورج واشنگتن آمريکا در روابط بين المللی خدمت کرده است؛ همچنين همزمان مشاورت شرکت بزرگ «بی دی ‏ام» را بمدت سه سال عهده دار بوده است.‏

در روز های بعد از اشغال کويت از سوی عراق با حمايت شورای امنيت بين المللی، دکتر همايون هماهنگی و ‏انتشار بيانيه ای در واشنگتن تايمز را عهده دار شد که به امضای بيش از يکصد ژنرال، افسر و آدميرال ‏نيرو های آمريکا رسيد که طی آن اوضاع ژئو پوليتيکی منطقه خليج پارس بررسی شده بود، از جمله امضا کنندگان آن بيانيه ژنرال اکساندر هيگ می باشد. همينطور در هفده فوريه  1995 بيانيه ديگری به امضای هفتادو يک ژنرال و آدميرال از جمله ژنرال هايزر منتشر کرد که در آن لزوم وحدت و تماميت ايران ذکر شده است. در اين آگاهی نامه ‏به آمريکا هشداد داده شده است که ادامه نظامی شدن حکومت صدام حسين و طولانی شدن حکومت جمهوری ‏اسلامی دارای خطر های جبران نا پذيری است. ‏

دکتر همايون از دانش پيشرفته و تجربه کافی درمورد سياست های خارجی ايران چه در داخل و چه در خارج از ‏ايران برخوردار است. او در مدت پانزده سال گذشته توصيه ها و رهنمود هائی به بسياری از ايرانيان و سازمان ‏های مخالف جمهوری اسلامی داده است. او از بنيان گزاران سازمان آزادگان است که به ابتکار زنده ياد ژنرال ‏دکتر بهرام آريانا که يک گروه رزمنده برای سرنگون کردن ملايان در بيرون از ايران تدارک ديده بود می باشد.‏ از سال 1995، دکتر اسد همايون فعاليت های سياسی خود را گسترش داده وبا ارسال پيام های اجتماعی، ‏فرهنگی و سياسی به انبوه مردم ايران، همچنان فعال باقی مانده است. او در حال حاضر پرزيدنت بنياد آزادگان ‏است که جنبشی است برای آزادی و رها سازی ايران و مردم ايران. او همچنين ويراستار نشريه معروف ‏‏"فوکوس" در مورد ايران است و هميار ارشد در بنياد مطالعات استراتزيکی و بين المللی می باشد

دکتر اسد همايون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 14:16  توسط ابوالفضل عابدینی | 

عجب خواب بلندی ....؟ !!

منوچهر یزدی

منوچهر یزدی

چه بیرنگ است ،  رنگ و لعابی که این روزها بر در و دیوار شهر میمالند تا چهره انقلاب را پیروز و پر هیبت نشان دهند  .... و چه بی رمق است فریاد های  شعار گونه مجریان شو های تلویزیونی ..... و چه بی اعتبار است مصاحبه رجال انقلاب .... گویی دیگر حنای ریا و خدعه که روزگاری ، نقش و نگاری داشت    کسی را رنگ نمیکند و طشت رسوایی بد جوری از بام  فرو افتاده و خالی بودن محتوایش سر و صداهای گوشخراشی پدید آورده است .....

انقلاب پس از سی سال  نه تنها نظام گذشته را بی اعتبار نکرد بلکه نسل جوان چراغ بدست در جستجوی  ان روزگاران است که پدران شان به رایگان فروختند  و متاعی از بازار چهانی خریدند که سخت فرسوده  بود .

انقلاب پس از سی سال بی رمق و افسرده و بی حال سر به نا کجا  آباد نهاده  و دل های پریشان و چهره های دژم بسیار ی  آن را بدرقه میکنند .

انقلاب از آغاز هم قرار نبود در صراط مستقیم یاشد ... بیراهگی و کجراهی در ذات آن بود چون با  خانه بیگانه بود ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 21:39  توسط ابوالفضل عابدینی | 
 در برنامه تفسیر خبر از صدای آمریکا سرور منوچهر یزدی عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست درباره حمله اسراییل به غزه و اینکه آیا منافع ملی برای ایران در این میان وجود دارد یا نه برای ببنندگان و شنوندگان سخنانی بیان داشتند که می توانید فایل  دیداری آنرا از زیر دریافت کنید.



 دانلود


پاینده ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 20:1  توسط ابوالفضل عابدینی | 

به نام خداوند جان و خرد

  پاسخی  بر پاسخ

بهرام آبتین

  

زخون پاک قوم بختیاران                   چنین آوازه دارد نام ایران

 

 ** وظیفه خود می دانم برای شناخت اندیشه ی کوروش بزرگ برگردان پارسی لوح حقوق بشر این ابر انسان را به شما  ارایه نمایم؛تا به درک عمیق اندیشه ایرانیان در خصوص حقوق بشر پی برده وامید وارم  برای آگاهی ببیندگان این منشوررادر تارنمای خود قرار دهید.

 ********************************************

** ازسخنان شما این گونه استنباط می شود که نه تنها شما به نمایندگی تمام لورها"نه لرها سخن می گویید بل تمامی اشخاص مجهول والحال تورک "نه آذری –کورد "نه کرد-وخلق عرب الاحوازی "نه اعراب ایرانی نژاد خوزستانی را، بل گویی با یکدیگر بیعت کرده وشما به نمایندگی از آنان  به سخن پراکنی پرداخته اید.

********************************************

**امید بر آن دارم که آنانی که چو سهراب تحت تاثیر فرهنگ بیگانه قرار گرفته اند هر چه زود تر بر این کژ اندیشی خویش پی برده به پاسداری از مام وطن بی اندیشند.

********************************************

 **هم میهن دیری نخواهد پایید که آیندگان تاریخ، برعمل کرد امروز ما به داوری خواهند نشست.

 جناب آقای خدایی مطالب شما آنقدر بی محتوا وفکاهیند که نمی دانم چگونه آغاز پاسخ هایم را درراستای  نوشتار تراوش شده از اندیشه ها یتان ترسیم نمایم !؟

هم نوع گرامیم :در وعده نخست بیان کنم که من وهم اندیشانم آنقدر مشغله کاری برای پاسداری از میراث معنوی وفرهنگی مردم ومیهنمان را داریم که به هیچ وجه علاقه ای به پاسخ به گفتار بی اساس شما در ذهن واندیشه مان وجود ندارد،اما از آنجایی که دیالوگ مابین من وشما ابزاری برای شناخت اندیشه درونی هر دو طرز فکرمان برای سایر هم تباران وهمیهنانم می باشد از این رو به آنان می پردازم،اما چنان چه جنابعالی به سبب بیکاری وفراغت بال تصمیم به ادامه این دیالولگ را دارید خواهشمندم از این پس با حضور فردی مطلع به این مبحث (شناخت هویت ریشه ای قوم پارس( لر) )به این عرصه پای بگزارید.پیشاپیش کمال سپاس وقدردانی را از شما هم نوع گرامیم دارم .

 در پاسخ به  نوشته ی  نخست شما که فرموده اید( کجای حقوق بشر کوروش می گوید ایرانیان آذری حق ندارند شبکه تلویزیونی سراسری داشته باشند)؟

در مرحله نخست بسیار سپاس گزارم از اینکه بعدازمدتها ،دیدن  مطلب شما مرا سخت به خندیدن وا داشت درشگفتم که نگارش این چنین مطلبی چه رابطه ای با مطلب پیشین مابین من وشما داشته، آیا  مرکز صدا وسیمای کشور ما طبق منشور کوروش بزرگ عمل می کند، یا قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ؟ بنابراین خواهشمندم،مرا در رسایی منظورتان از ایراد چنین مطلبی مجاب فرماید باسپاس.

اما من وظیفه خود می دانم برای شناخت اندیشه ی کوروش بزرگ برگردان پارسی لوح حقوق بشر این ابر انسان را به شما  ارایه نمایم ؛تا به درک عمیق اندیشه ی ایرانیان در خصوص حقوق بشر پی برده وامید وارم  برای آگاهی ببیندگان این منشوررا در تارنمای خود قرار دهید.

دوم اینکه:شما در آغاز نوشتارتان برای  توجیه سخنانتان، اینگونه اعلام داشته اید «هر چندکاربردبرخی تعبیرات واصطلاحات معلوم الحال در این نامه(از قبیل:1-الفبای هیچ نداشته تازی2-بریتانیای پلید3-زشت خویان اهریمن صفت4- تازیان متجاوز5- شیخ نشین های گجستک 6– حاشیه نشینان شاخاب پارس7- افریته بریتانیا 8- ایرانیان پاک سرشت9- آریایی نژادان پاک نهاد-و....) به گونه ای است که واقعا نیاز وضرورتی به دادن پاسخی دوباره به این طرز تفکر نیست وبنده نظری پیش از همان که قبلا در گزارش مذکور درباره ایشان گفته ام ندارم.»

در این راستا هم اکنون لازم می دانم برای روشن تر شدن گفتارم در مورد به کار گیری  واژگان نوشته شده در گفتارشما توضیح هر چند کوتاه ارائه نمایم:

1-همان گونه که بر همگان مشهود است دیرینگی فرهنگ وتمدن بوِیژه رسم نوشتاری سرزمین ایران بزرگ به مراتب بسیار کهن تر از رسم نوشتار مردم عرب است و از آنجایی که نخستین رسم خط عرب به زبان کوفی به قدمتی کمتر از 1500 سال فرا تر نمی رود وازنظر شکل وتعداد حروف نوشتاری شباهت بسیاری با (خط دین دبیره ساسانی) دارد ـ در این مورد می توان کتاب های نویسندگان بسیار از جمله استاد ذبیح بهروز را مورد بررسی قرار بدهید ـ؛همانگونه که همگان آگاهند فقط چهار حرف( پژـ گچ) درزبان عربی بکار نمی آید که آن هم داستان خود رادارد".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 1:42  توسط ابوالفضل عابدینی | 
 
 علیرضا افشاری

دکتر مهدی مؤیدزاده از اعضای شورای سی نفره‌ی مرکزی «جبهه‌ی ملی ایران» که سال‌هاست افتخار آشنایی با ایشان را دارم، همان‌طور که خود اشاره کرده‌اند، در پی فضایی که با سخنان مهندس کورش زعیم، از دیگر اعضای شورای مرکزی آن جبهه درباره‌ی دیدگاه‌های جبهه‌ی ملی نسبت به موضوع قوم‌ها و تیره‌های ایرانی و رابطه‌ی آن با مرام ملت‌گرایی شکل گرفت، مقاله‌ای نوشتند با عنوان: «برتری یک ملت بر ملل دیگر در نهضت ملی ایران راه نداشته است».

ایشان به‌واسطه‌ی قدمت حضور در جبهه‌ی ملی و دست‌رسی به برگه‌های قدیمی درباره‌ی موضوع مورد نظر در نوشتارشان به نکات ارزنده‌ای اشاره کردند. اما این نوشتار مفید در دو موضوع با آگاهی‌هایی که من کسب کرده‌ام در تضاد قرار گرفت که به امید باز ماندن فضای گفت‌وگو به آن خواهم پرداخت؛ «تناسب ملی‌گرایی ایرانی با برتری‌جویی و نژادپرستی» و «اشاره‌هایی درباره‌ی تاریخچه‌ی حزب پان‌ایرانیست».

از موضوع دوم که به نظر من فرع بر موضوع نخست است، آغاز می‌کنم.

اشاره‌هایی درباره‌ی تاریخچه‌ی حزب پان‌ایرانیست

تا مدت‌ها – شاید به‌خاطر برخی دیدگاه‌های کنونی راهبران حزب پان‌ایرانیست - من هم فکر می‌کردم که پس از جریان 9 اسفند 1331 جبهه‌ی پان‌ایرانیسم به دو شاخه‌ی مصدقی و شاهی تقسیم شده است که تبلور آن، تشکیل حزب ملت ایران بر پایه‌ی پان‌ایرانیسم بوده است. اما بزرگواری که از پیش‌کسوتان حزب و مرام یادشده است با نشان دادن روزنامه‌ی «خاک و خون»، ارگان حزب، به تاریخ 27 امرداد 1332 مرا با تلاش‌هایی که حزب در دفاع از دولت دکتر مصدق تا آخرین لحظه‌ی برقراری‌اش داشت، آشنا کرد. هم‌چنین گفت‌وگوهایی که با شادروان سرور نوربخش رحیم‌زاده و سرور رضا کرمانی داشتم مرا بیشتر با کوشش‌های مصدقی حزب آشنا نمود و این که حتا حزب پان‌ایرانیست برای عضویت در جبهه‌ی ملی دوم نیز تلاش‌هایی داشت که شوربختانه به خاطر پاره‌ای رقابت‌ها و اختلاف‌های پیشینه‌دار با برخی حزب‌های هم‌وند جبهه به نتیجه نرسید، وضعیتی که «نیروی سوّم» نیز دچارش گشت (گفتنی است شادروان رحیم‌زاده، از نیروهای نسل اوّل حزب پان‌ایرانیست که از جوانان ورزش‌کار و سرشناس شهر رامهرمز بودند - در دفاع از دولت دکتر مصدق - با کمک یاران‌شان تا چند روز پس از کودتا، اداره‌های دولتی آن شهر را در اختیار داشتند و از دادن آن‌ها به مدیران جدید خودداری کردند).

به عبارت دیگر، و همان‌طور که آقای دکتر قطعاً آگاه هستند، حزب‌های عضو جبهه‌ی ملی ایران – به جز حزب زحمت‌کشان، آن هم در دوره‌ی کوتاه ائتلاف با یاران شادروان خلیل ملکی، و کمی جلوتر، حزب ملت ایران - عموماً تشکیل‌شده از نیروهایی سرشناس و فاقد نیروهای عملیاتی و جوانان حاضر در صحنه بودند، از این‌رو عرصه‌ی دفاع از آرمان‌های «نهضت ملی شدن صنعت نفت» در سطح خیابان‌ها و جوامع کارگری – و به‌ویژه در برابر حزب مقتدر و سازمان‌دهی‌شده‌ی توده - اکثراً بر عهده‌ی نیروهای پان‌ایرانیست بوده است (البته این‌که - همان‌طور که آقای دکتر هم در جایی عنوان کردند - این زدوخوردها به نفع نهضت بود یا خیر، به هر رو خدشه‌ای به درستی اصل موضوع، که یاران حزب پان‌ایرانیست از فعالان نهضت بودند، نخواهد زد).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 19:43  توسط ابوالفضل عابدینی | 

 به نام خداوند جان و خرد

 

بهرام ابتین

 از ماست که بر ماست...

 

 با درود و سپاس از منتقدان، دگر اندیشان و هم اندیشان گرانقدر

 *تاریخ وگذشته هر ملت شناسنامه آن ملت است.

*" شک سرآغاز اندیشه و اندیشیدن سرآغاز آزادی ملتهاست".

 *من قبل از این که یک لر بختیاری باشم یک ایرانی هستم.

 * من نه تنها مردم لر را از بختیاری جدا نمی دانم بلکه بختیاری را فدایی لر می دانم.

 

 ارجمندان هم تبار وهم میهنان بزرگوارم،آنانی که بنا به خویش کاری و از سرپاک نهادی دیدگاه ها و راهکارهای پیشنهادی خویش را
درباره ی چگونگی و بیان راهکارهای عملی و پژوهشی درمورد گفته های نگارش شده توسط هم تبارگرانقدرم، جناب آقای خدایی خبرنگار نشریه اینترنتی لر(لور!!!) در راستای ژرف اندیشی از سوی اینجانب برای بازنگری در تاریخ برآمده از چیستی و کیستی فرهنگ و شهرگرایی(تمدن) برای استفاده از واژگان راستین هویتی خویش که بر زبان ها روان است یاری نموده اید و هر یک به نوبه ی خود آماده ساز بستر همگرایی و گفتمان خردگرا بوده،گشاینده ی میدان کندوکاویی راستین برای بهتر دانستن و دوری از احساس تنهایی کردن در این راه پر پیچ وخم که همانا شناخت گذشته ی تاریخی خویش است گردیده اید، یزدان پاک را از این چنین موهبتی سپاس دارم.اما داستان "از این قرار است که پس از آگاه شدن از اقدام این هم تبار گرامی برای انتقاد غیر منصفانه و نگارش کلیشه ای سخنان اینجانب در سایت نام برده شده(http://www.loor.ir) سخت دراندیشه ی خویش ژرف شده!ازیک سو خرسند وشادان که درِِ گفتگویی گشوده شده و در نهایت کندوکاوی برپایه ی دانش در مورد شناخت بهتراز هویت خویش، آن هم با هم تبارانی که تا کنون از نزدیک آشنایی با آن ها دست نداده، آماده شده است . 

 از سویی دیگر در شگفتم که چرا هر آن چه در گفتگوی اینجانب و آقای خدایی در این باره گذشته در نوشتار این گرانقدر دیده نمی شد!

پس از بررسی و کنکاش همه جانبه ی گزارش، نگاهی بر دیدگاه های خوانندگان داشتم که لازم می دانم نخست به آنان بپردازم.

در پاسخ به دیدگاهی که به گونه ای از سوی من توسط جناب آقای خدایی نوشته شده بود همتبار بزرگواری به نام آقای صالحی چهارلنگ نوشتارش هم چون التیامی بود بر اندیشه ام. زیرا که ایشان با ترسیم نشانه ی شگفتی، نوشته بودند:« در ضمن فکر نمی کنم جالب باشد حرف های این جور افراد را منتشر کنید چون مشخص است از روی نداشتن مطالعه و بی دقتی است شاید هم اشتباه لفظی بوده است». از این رو بود که هماندم بر این باور شدم که شاید جستار گفته شده وی برای خود ایشان و جناب آقای خدایی دلالت نماید و شاید هم در مورد خود من!! پس چه بهتر با بیان این گفتار دری را گشوده که سرانجام به زدودن برخی ناراستی ها و کژاندیشی ها پایان دهد. چه فرقی می کند من یا سایر هم تبارانم به واقعیت امر پی برده و در هر صورت این گفتمان پلی خواهد شد برای فزونی یافتن در شناخت هر چه بیشترهویت، فرهنگ و اندیشه ی قومی و ملی مان.در این راستا  ازبزرگانی که پژوهش های گسترده ی خویش را پیرامون تاریخ و مردم شناسی و جغرافیای سرزمینی ایران بزرگ انجام داده و عمری را در این راه گذرانده اند یاری جسته که به اسناد و مطالب این بزرگواران در ادامه این نوشتار خواهم پرداخت.

 ماجرا چه بوده و از کجا آغاز شد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:47  توسط ابوالفضل عابدینی | 
 
مقاله آقاي مهدي مويدزاده كه گويا عضو شوراي جبهه ملي مي باشند را در تحت عنوان برتري يك ملت بر ملل ديگر در نهضت ملي ايران راه نداشته است را مطالعه كرديم ماجوانان ميهن پرست آذربايجاني اميدواريم مطلب مزبور از شخص مويدزاده نباشد و شخصي خود را به جاي ايشان جاي زده باشد! زيرا نويسنده در آن مرتكب اشتباهات و بي دقتي هاي فراواني شده است كه از يك فعال سياسي بعيد به نظر مي رسد مگر اينكه ايشان اين مطالب را از روي قصد و غرض و سو نيت به رشته تحرير آورده باشند كه باز هم دچار اشتباه وحشتناكي شده اند چون ايشان در اين مقاله به حزب پيشرو پان ايرانيست حملاتي كرده اند بجا دانستيم از سوي جوانان آذري پاسخي در حد توان به مطالب ايشان بدهيم شايان ذكر است كه پاسخ ما بيان كننده نظر رسمي حزب نيز نمي باشد:

1- جناب مويدزاده در ابتداي مقاله خود را به خوبي به نكوهش برتري قومي بر اقوام ديگر و تبليغ مرام جبهه ملي پرداخته اند سپس به معرفي احزابي كه باور به مكتب پان ايرانيسم دارند و اهداف خود را بر اساس آن تنظيم كرده اند مي پردازد پس از تعريف و تمجيد از حزب ملت ايران و پرچمداران پان ايرانيسم به ناگه مسير سخنان ايشان در مورد حزب پان ايرانيست بوي دشمني و غرض ورزي مي گيرد ايشان در نخستين سطر از مقاله خود مي فرمايند:"حزب پان ایرانیست برهبری محسن پزشکپور و دکتر عاملی تهرانی برای خویش رسالتی
"قائل بودند که باید برای شاهنشاهی ایران مبارزه کنند که این خود با آزادی ودمکراسی در تقابل بود


حزب پان ايرانيست بارها اعلام كرده است كه اين حزب به دنبال آئين شاهنشاهي بوده است و نه نظام شاهنشاهي! آئين شاهنشاهي علم اداره جامعه ايراني است و ناظر بر شكل حكومت نيست خواه كه در اين آئين شكل حكومتي مي تواند پادشاهي جمهوري يا هر سيستم حكومتي ديگري باشد اما در مورد تقابل با آزادي و دموكراسي خواهي بايد عنوان داشت كه زماني كه حزبي همچون ما مسير مبارزات پارلمانتاريستي انتخاب مي كند اين خود بهترين مثال بارز براي اعتقاد به دموكراسي و از بهترين شيوه هاي آن مي باشد.

ايشان در ادامه مي افزايند:"در اختلاف دکتر مصدق و شاه، دربار و شاه را ترجیح دادند و بعد از 28 مرداد هم با دولت کودتا همکاری داشتند"

تا روز 28 امرداد 1332 پان ايرانيست ها جدي ترين گروهي بودند كه از دكتر مصدق حمايت كردند به حمايت از نهضت او شعار نفت بايد در همه جاي ايران ملي باشد را سردادند،در تهران به علت درگيري هاي خياباني بين حزب پان ايرانيست و حزب توده براي حمايت از مصدق دو ماه حكومت نظامي اعلام شد و جناب مويدزاده مي توانند به اسناد رجوع كنند كه از نخستين حركت هاي حمايت از مصدق توسط پان ايرانيست هاي تركمن انجام شد كه در تلگراف خانه گرگان تحصن كردند! در روز 28 امرداد نيز پان ايرانيست ها طي اعلاميه اي اعلام كردند كه"28 مرداد علت شكست نهضت نبود،بلكه شكست نهضت منجر به 28 مرداد شد. در مورد همكاري حزب پان ايرانيست به دولت كودتا ايشان موظف به ارائه اسناد هستند و اگر از ارائه آن عاجز هستند لااقل يك عذرخواهي به ما بدهكار هستند!

ايشان دوباره مي افزايند:"بهمن ماه 1341به استقبال کودتای سفید شاه که بر آن انقلاب سفید نام داده بودند شتافتند و نوشتند"

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 17:33  توسط ابوالفضل عابدینی | 

بابك خرمدین نمادی از مقاومت ایرانیان در برابر تجاوز بیگانه

گذری بر زندگی شگفت انگیز و میهن پرستانه بابك خرم‌دين

آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) :

 تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .

  من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .

 مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 16:14  توسط ابوالفضل عابدینی | 
آژیر"اندیشمند فرزانه و دانشمند گرانمایه نهضت پر فروغ پان ایرانیسم
                                                   دکتر عاملی تهرانی
 
کوشش های آژیر براه سرافرازی ملت ایران هرگز از خاطر میهن پرستان فراموش نمی شود..
 
دکتر محمد رضا عاملی تهرانی درتهران متولد شد .در دبستان امیر معزی بود که همزاد خویش محسن پزشک پور را یافت واین دو نهضت پان ایرانیست را گذاردند.شهید محمدرضا عاملی و محسن پزشکپور دو تن از اندیشمندان و سیاستمدارانی هستند که به تحکیم پایه های نهضت پان ایرانیست پرداختند .
نگاهی به کارنامه شصت ساله نهضت پان ایرانیسم، پیشگامی کوشندگان این مکتب در بیشینه جریان های ملی تاریخ دکترعاملی تهرانی(آژیر)معاصر ایران به خوبی نمایان است. در نخستین سالهای تاسیس مکتب، نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران شکل گرفت که پان ایرانیست ها همواره در صف نخستین مبارزین این نهضت ضد استعماری بودند. در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی این پان ایرانیست ها بودند که با کمک به ایرانیان کرد عراق در مبارزه با حکوت بغداد،  رسالت تاریخی خود را در راستای یک پارچگی ایران بزرگ به انجام رسانیدند. کوتاهی محمد رضا شاه پهلوی در جدا سازی بحرین از ایران، قلب هر ایرانی به ویژه پان ایرانیست ها را به درد آورد. پان ایرانیست ها در برابر این خیانت آشکار به ملت ایران هیچ گاه ساکت ننشستند و  در هرجایی که توانستند اعتراض کردند. انوشه روان داریوش فروهر و یارانش در حزب ملت ایران در چهارراه استامبول تهران فریاد برآوردند و برای سه سال راهی زندان شدند و محسن پزشکپور و دکترعاملی تهرانی و دیگر سروران در حزب پان ایرانیست در سنگر مجلس و با استیضاح دولت هویدا، اعتراض خود را نشان دادند. اعتراضات پان ایرانیست ها در ماجرای بحرین بود که سبب ساز باز پس گیری جزایر سه گانه ایرانی شد..

اما در این میان یکی، یگانه بود. در گفتگو با کسانی که به گونه ای با مکتب پان ایرانیسم سرو کار داشتند سخن گفتم ، همه در یک سخن اتفاق داشتند : دکتر عاملی چیز دیگری بود. شهید دکتر عاملی بزرگترین تئورسین تاریخ پان ایرانیسم بود که در 18 اردی بهشت 1358، جان بر سر پیمان نهاد.

دکتر مخمد رضا عاملی تهرانی ابر مردی است که تمام تارو پود وجودش به ایران گره خورده بود .ابر مردی که در لحظه ی مرگ جسمی اش چنین گفت:

                            "از این پس دیگر به من نیاندیشید به ایران بیاندیشید"

دکتر عاملی تهرانی آنقدر پاک و مطهر بود که حتی در هر دادگاهی هم از هر نوع اتهامی مبرا بود .اما رازی را با خود داشت که نمی شد حفظش کرد.

دکتر محمد رضا عاملی تهرانی

دادگاه تشکیل شد دکتر عاملی با شهامت همیشگی اش می گفت و می خروشید ،دیوارهای دادگاه به لرزه در می آمد تاریخ ایران نامی را در دفتر خویش رقم میزد ...

رای صادر شد دکتر عاملی تهرانی به ده سال زندان محکوم شد.همه در فکر بودند کسی باورش نمیشد چرا وبه چه جرمی دکتر عاملی را محاکمه کردند ؟

...در همین حال بود که صدای شلیک چند گلوله جهان را به لرزه در آورد ... نگاه ها چرخید......ابر مرد بر روی زمین بود..

 محمد رضا عاملی تهرانی ، کسی که با خون خود ایران را ساخت .کسی که یک فرد نبود بلکه یک ملت بود کسی که ماند و در راه وطن جانش را تقدیم کرد .

دکتر عاملی تهرانی همیشه در نزد ملت ایران زنده خواهد ماند، مگر ایران می تواند رشادتهای ایشان را از یاد ببرد همه ما ایرانیان و به خصوص جوانان پان ایرانیست ادامه دهنده راه این شهید بزرگمنش و دلاور خواهند بود.

کوششهای آژیر براه رستاخیز ملت ایران هرگز فراموش نخواهد شد

باسپاس فراوان از سرور شاپور

                                                           پاینده ایران

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:46  توسط ابوالفضل عابدینی | 

ایران بزرگ آرمان بزرگ می خواهد

ژنرال علی اکرام همت زاده نامی ماندگار در تاریخ ایران و جنبش ملی تالشهای جمهوری آذربایجان(اران) است.ژنرال همت زاده بعد از فروپاشی شوروی و به دنبال تشکیل حاکمیت شوونیستی به رهبری جبهه خلق در باکو و بعد از آغاز طرح های جدی این حکومت شوونیستی برای محو قوم کهن و تاریخی تالش و نابودی فرهنگ ,هویت و موجودیت آنها ,کمر همت بست و "جمهوری دمکراتیک تالش - مغان "را با کمک مردم تالش و بدون وابستگی به کشورهای خارجی به مرکزیت "لنکران"در ایران شمالی تشکیل داد .این حکومت دمکراتیک در نهایت با یورش نیروهای نظامی شکست خورده دولت باکو در جنگ قره باغ به لنکران سقوط کرد .ژنرال همت زاده مردانه مقاومت کرد و از منطقه "جمهوری تالش - مغان"خارج نشد و   درنهایت به اسارت نیروهای حکومت باکو در آمد و بعد از 13 سال اسارت در سیاهچالهای رژیم شوونیستی باکو آزاد و از جمهوری آذربایجان(اران) تبعید شد و هم اکنون در هلند زندگی می کند.

بدنبال دور جدید تلاشهای رژیم باکو علیه مردم تالش و زندانی کردن دانشمندان و روشنفکران پیش کسوت تالش ,ژنرال همت زاده رهبر جنبش ملی تالشهای ایران شمالی و رهبر و بنیانگذار "جمهوری مستقل تالش - مغان "نامه ای خطاب به ملت و دولت ایران منتشر کرد:

ملتت امروز از تو کمک می خواهد ,ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

سرنوشت اینگونه رقم زده است که بخشی جدایی ناپذیر از دولت قدرتمند ایران ,و مردم تالش به عنوان یکی از اقوام کهن ایرانی ,تقریبا بمدتی نزدیک به 200 سال در نتیجه خیانت سلسه قاجار که در قرن 19 میلادی سلطنت ایران را بدست آورده بود,با سیم خاردار بدو نیم تقسیم شد.در تمامی این مدت ,تالش ها با تبعیض قومی - ملی بی سابقه ای مواجه شدند ,بویژه پس از فروپاشی شوروی و پیدایش دولت باکو طی 17 سال اخیر تقریبا با خطر محو شدن از صحنه تاریخ مواجه شده اند.حاکمیت کنونی باکو که ترک گرایی و شوونیسم را به سطح ایدئو لوژی دولتی ارتقا داده است ,علیه تاریخ ,فرهنگ,دین ,معنویات و فولکور تالش و علیه امروز و فردای این قوم ریشه دار ,وارد جنگی بیرحمانه شده و محو مردم تالش را به عنوان هدف خودانتخاب کرده است.

 

برای مشاهده ی کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 0:50  توسط ابوالفضل عابدینی | 

محاکمه کارگران نیشکر هفت تپه را محکوم میکنیم

 

سندیکاشرکت واحد اتوبوس رانی تهران وحومه

طبق اظهارات وکیل مدافع جمعی از کارگران نیشکر هفت تپه، دادگاه انقلاب دزفول طبق ابلاغیه ای آقایان علی نجاتی، فریدون نیکو فرد، محمد حیدری مهر، جلیل احمدی و قربان علیپور را در روز سی ام آذر ماه به دادگاه جهت محاکمه احضار کرده است. بر اساس این ابلاغیه آقای ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار نیز به جرم مشارکت در اتهام تبلیغ علیه نظام، در این روز به دادگاه فرا خوانده شده است.
بر اساس اظهار وکیل مدافع این کارگران اتهام آنان تبلیغ علیه نظام است. این اتهام در حالی به پنج نفر از کارگران نیشکر هفت تپه وارد میشود که آنان هیچ جرمی جز دفاع از حقوق انسانی شان مرتکب نشده اند.
قابل ذکر است کارفرمای نیشکر هفت تپه بطور مکرر دستمزدهای این کارگران را ماهها پرداخت نکرده بود و آنان در اعتراض به این وضعیت بناچار دست به اعتراض زده بودند.
محاکمه کارگران نیشکر هفت تپه به جرم تبلیغ علیه نظام، ابزاری برای وادار کردن کارگران به سکوت در برابر پایمال کردن ابتدائی ترین حقوقشان می باشد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن محکوم کردن محاکمه کارگران نیشکر هفت تپه، بر این باور است که تشکل و اعتراض و تجمع حق مسلم کارگران است و این محاکمه چیزی جز محاکمه حق خواهی کارگران نیست و باید فورا ملغی شود.
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
١٣٨٧/٩/٢٥

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:39  توسط ابوالفضل عابدینی | 

منوچهر یزدی

نوشته ی منوچهر یزدی

بیکانکان به اهداف شان در گام اول دست یافته اند

گام دوم ، حرکت به سوی فدرالیسم و پاره پاره کردن ایران

شاهزاده رضا پهلوی ، اصول مسلم تاریخی قابل مذاکره نیست

بیگانگان ، تجزیه ایران را پشت پرده فدرالیسم پنهان کرده اند

 

از سال 1357که ترازدی غمبار ی بنام انقلاب رخ داد  ، بطور مداوم و بی وقفه در نشریات ضد استعمار و سپس حاکمیت ملت  و نیز در سخنرانیها و مجالس و محافل گوناگون نوشته و گفته ام که بر اساس دریافت ها و شواهد موجود  ،  سیاستمداران استعمار  جهانی برای میهن ما  خواب آشفته ای دیده و بر آن هستند که ایران را در دو مرحله یا دو گام از پای در آورده و به ایرانستان تبدیل نمایند و شوربختانه انجام   این استراتژی شوم را  به روشنفکران ایرانی سپرده و در آینده نیز خواهند سپرد .

گام اول   -  شورشی بود که  به رهبری روشنفکران چپ و راست آغاز و به فروپاشی نظام شاهنشاهی ایران انجامید  و  نابودی نظامات اداری و مدنی و اقتصادی و فرهنگی کشور و از هم گسیختگی بافت هویت ملی را در پی داشت.   در این راه احزاب و گروههای سیاسی لنینی و دینی دست آموز قدرتهای سرمایه داری پیشگام  و پرچمدار بودند و همچنانکه در سلسله مقالات کالبد شکافی روشنفکران  نوشته ام ، مسلحانه به میدان آمدند و درسهای فرا گرفته نزد بیگانگان را در میهن خود پس دادند و با ارائه همه گونه خوش خدمتی به اربابان غیر ایرانی و بد رفتاری با ملت ایران از هیچ جنایتی دریغ نورزیدند

گام دوم  - حرکت به سوی فدرالیسم و آ نارشیسم و سپس تکه تکه کردن ایران است

در گام اول پس از پیاده شدن طرح توطئه بیگانگان و پیروزی انقلاب  ، جنگ داخلی خونینی بین اصحاب انقلاب بر سر تصرف کرسی های قدرت در گرفت .... این نبرد آن چنان بیرحم بود که از فرزندان دینی نیز نگذشت ، جمعی ترور و عده ای در آتش انفجار و گروهی زنده بگور شدند ...  از همان روز های آغازین روشنفکران چپی زود تر از زمان موعود دست خود را رونمودند و ادعای جدایی کردستان و خوزستان وترکمن صحرا ...را نمودند ولی نائره جنگ ایران و عراق همه این نوچه های تازه به دوران رسیده را به آغوش کشید ... زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت و اربابان زر و زور جهانی به سرعت به آرام کردن فرزندان خلف خود پرداختند و هر آن کس را هم که نا آرامی میکرد میکونوسی اش کردند .. زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت.....!!

 جنگ هشت ساله و قتل عام فرماندهان دلیر ایرانی وراندن نیروهای انسانی ارزشمند از صحنه خدمت و نابودی همه زیر ساخت های اقتصادی ، سبب حضور فقر و نابسامانی و تبعیض  در جامعه شد ودر نتیجه ارزش های اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی که ملت ایران در طول تاریخ به آن مباهی بود تحت فشار شعارهای شور انگیز جنگ ، جنگ تا پیروزی به قربانگاه برده شد ... .

برای  مشاهده بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 1:57  توسط ابوالفضل عابدینی | 

 

گروگانهای جندالله - عکس از فارس

به کدامین گناه کشته شدند؟

روانشان شاد و یادشان گرامی باد

پیش از هر سخنی، مرگ مظلومانه این سربازان میهن را به ملت ایران و به ویژه بازماندگان این عزیزان تسلیت می گوییم.

چندیست که یکی از اشرار مشهور جنوب شرق کشور به نام "عبدالمالک ریگی"، با حمایتهای پیدا و پنهان بیگانگان، اقدام به عملیات خرابکارانه و تروریستی در استان سیستان و بلوچستان می کند. نامبرده در آخرین جنایت ددمنشانه اش، ۱۵ سرباز وظیفه بی گناه نیروی انتظامی را به قتل می رساند. گروهک ستیزه جوی ریگی دارای عقایدی بنیادگرا- قومگرا می باشد و عملکردی تروریستی و غیرقابل دفاع دارد. در این بین شماری از افرادی که با حیله گری خاص خودشان تلاش در مشروعیت بخشی به این فرد و ترسیم چهره ای مبارز و میهن دوست! از وی داشتند، در مقابل این جنایت، سکوت بی شرمانه ای کرده اند. سیاهه جنایاتهای ریگی تنها در این یک مورد خلاصه نمی شود و چند سالی است که دست نامبرده تا مفرغ به خون بیگناهان آلوده است.

بایسته است که جنایتکاری ریگی توجه ما را به چند نکته جلب کند:

۱. آمریکاییها و همه قدرتهای بزرگ، آنگاه که پای منافعشان در میان باشد، کوچکترین درنگی در اتحاد با ارتجاعی ترین جریانات ندارند. همانگونه که بن لادنها را در دهه ۱۹۸۰ در افغانستان تقویت نمودند، اینبار نیز فردی از همان قماش را که به سادگی آدم می کشد، مورد حمایت خود قرار می دهند. اگر برای آزادیبخش جلوه دادن بنیادگرایان افغان، فیلم "رمبو" را تدارک می بینند، در مورد اخیر به تناسب مقیاس کوچکتر عرصه نزاعش، شماری ژورنالیست بی اعتبار و دریوزه را بر می گزینند. بر جمله آزادیخواهان و میهن دوستان ایرانی واجب است که راه ورود این قبیل جریانات ارتجاعی و انسان ستیز را به درون جنبش دموکراتیک ملت ایران، مسدود کنند.

۲. آنهایی که در بستر اوهام و رویاهایشان برای ایران یک نظام فدرال را تجویز می کنند، بایسته است که به این مسئله توجه کنند که با فروپاشی اقتدار دولت مرکزی به نفع نواحی پیرامونی، تکلیف با این قبیل جریاناتی که می توانند به راحتی بر موج شکافهای قومی سوار شده و آن را به تضاد مبدل کنند، چیست؟ آیا این حضرات در آن لحظه موعودشان پاسخگوی خونی که از "سیستانی ها" توسط ریگی و همساننش بر زمین ریخته خواهد شد، خواهند بود؟ آیا نمی توانند همین شرایط را در آذربایجان غربی، خوزستان، گلستان و حتی شاید که استان تهران تصور کنند؟!

۳. آزادی و دموکراسی هیچگاه از راه خشونت و اسلحه، به فرجام نمی رسد. آیا به راستی اینقدر دشوار است که دریابیم که گروههایی که با هر توجیهی دست به اسلحه می برند، گروههایی با ماهیت تروریستی و ضد دموکراتیک می باشند؟ به باور ما جمله آنانی که از این رویه نکوهیده استفاده می کنند اعم از جندالله و پژاک و مجاهد دشمنان آزادی و ملت ایران هستند.

۴. در سیستان قرنها بود که شیعه و سنی، سیستانی و بلوچ، با آرامش در کنار یکدیگر زیسته اند. بی تردید آنهایی که دانسته و نادانسته این همزیستی تاریخی را بر هم زده اند، نه تنها در پیشگاه ملت ایران که در پیشگاه بشریت، گناهکارند.

۵. ملت ایران در حال حاضر هیچ دلیلی برای تداوم دشمنیها با دولت و ملت آمریکا ندارد. اما در همینجا هشدار می دهیم که تداوم حمایت این کشور از جریانات تجزیه طلب و قوم گرا، در آینده ای نه چندان دور می تواند به اعتبار جمله حامیان این گروهها در میان ملت ایران آسیب شدیدی وارد کند.

ما دانشجویان آزادیخواه ملی، ضمن محکوم کردن این جنایت ددمنشانه، خواستار مجازات آمرین و عاملین این جنایت هستیم و در همینجا از همه احزاب و گروههای سیاسی دعوت می کنیم که این جنایت دلخراش را محکوم نمایند.

                                                پاینده ایران

                                   ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

                                                ۱۹ آذر ۱۳۸۷ 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 3:3  توسط ابوالفضل عابدینی | 
برگرفته از وبلاگ آراسپ
 
۲۱ آذر ۱۳۲۵ - تبریز

نیروهای ارتش وارد تبریز شدند و نقطه پایانی بر یک سال خکومت پوشالی فرقه دموکرات آذربایجان نهادند. پیشه وری و همدستانش از تبریز گریخته و پس از عبور از مرز وارد خاک شوروی شده اند. شبستری رییس مجلس ملی! آذربایجان و سلام اله جاوید استاندار سر تسلیم فرود آورده و طی تلگرافی به شاه و نخست وزیر اعلام داشتند که در مقابل نیروهای نظامی دولت مقاومت نخواهند کرد. بیریا وزیر آموزش و پرورش و کار دولت خودمختار آذربایجان و عامل ترور و وحشت در حکومت پیشه وری بدست مردم خشمگین تبریز به هلاکت رسیده است. بیش از پانصد نفر دیگر از اعضای فرقه نیز قبل از ورود نیروهای ارتش بدست جمعیت خشمگین کشته و هلاک شده اند. کنسول انگلیس در تبریز در گزارش خود نوشت: "آذربایجان دوباره لبخند میزند. این اولین بار بود که من پس از مدتها خنده و شادی مردم آذربایجان را دیدم. ابرهای تیره ترور و وحشت آسمان آذربایجان را ترک گفته اند." کریستوفر سایکس که تنها خبرنگار خارجی در منطقه بود بعدها نوشت: "من در اولین اتومبیلی که از میانه عازم تبریز شد قرار داشتم و بیست و چهار ساعت قبل از ورود نیروهای ارتش در تبریز بودم. به غیر از فرانسه سال ۱۹۴۴ من هرگز چنین جوش و خروش و اخساسات پرحرارتی را در هیچ جای دیگر ندیده ام. هیستریک (شادی زایدالوصف) جمعی معمولا شهرها را فرا می گیرد نه روستاها را و جای تعجب است که این بار در دهات و روستاها بود که من شادی و نشاط دیوانه وار مردم را از سقوط رژیمی که توسط شوروری حمایت میشد دیدم." این بود سرنوشت شوم و محتوم رژیم پوشالی و دست نشانده ای که با عزم و اراده دولت و ملت ایران ساقط شد.*

 * برگرفته از کتاب "ایران و قدرتهای بزرگ" نوشته "دکتر ایرج ذوقی" (با اندکی تغییر)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:21  توسط ابوالفضل عابدینی | 
  ر

سرور حجت کلاشی

 

فیلم برافراشته شدن پرچم پان ایرانیست در دانشگاه تهران - ۶۱/۲ مگابایت 

  دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 20:2  توسط ابوالفضل عابدینی | 
 

پرچم حزب پان ایرانیست را در سراسر ایران

برافراشته خواهیم کرد

پرچم حزب پان ایرانیست

آنچه  امسال روز دانشجو را متمایز از سالهای گذشته  کرده بود نخست برگزاری آن با تاخیر 24ساعته در روز 17 آذرماه و سپس حضور بی سابقه نیروها و گروهای ملی در دانشگاه تهران بود.

صدها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران ساعت 11 صبح امروز ۱۷ آذرماه روبروی دانشکده ی فنی تجمع کرده وبه سنت هر ساله برای حمایت و ورود دانشجویانی که بیرون دانشگاه حضور داشتند و نیروهای امنیتی و انتظامی مانع ورود آنان به دانشگاه شده بودند، ساعت  12 با حرکت به سمت درب 16 آذر اقدام به شکستن قفل های این درب کرده و باعث ورود دیگر دانشجویان به داخل دانشگاه شدند.سپس با هماهنگی دفتر تحکیم وحدت روبروی دانشکده فنی تریبون آزاد دانشجویی برپا شد و دانشجویان با سر دادن شعارهایی نسبت به سیاست های دولت بو یژه طرح بومی گزینی دانشجویان و سهمیه بندی جنسیتی وفضای بسته دانشگاهها و سخنان تهدید آمیز وزیر علوم  اعتراض  کردند.در این مراسم مهدی عرب شاهی دبیر تحکیم وحدت ، شاهین زینعلی نماینده ائتلاف دانشجویان ملی آزادی خواه و خانم مهدیه گلرو نماینده کمیته ی دفاع از حق تحصیل سخنرانی کردند. نکته قابل توجه در دانشگاه تهران حضور بیشمار دانشجویان ملی به ویژه دانشجویان پان ایرانیست و بالا رفتن پرچم های این حزب در دانشگاه تهران بود . این مراسم  ساعت 14 با حرکت دانشجویان به سمت درب اصلی دانشگاه به پایان رسید.

                   پرچم حزب پان ایرانیست

                                روز دانشجو

                    روز دانشجو

                    روز دانشجو

                   

                      

                  

                          

                    

                  

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 14:39  توسط ابوالفضل عابدینی | 

به نام خداوند جان و خرد

ملت بزرگوار ایران ! توطئه های جدی و همه جانبه ای که از سوی کشور جدیدالتاسیس امارات و برخی از دوستان پان عربیستش نسبت به تمامیت سرزمینی ما بوقوع می پیوندد ,در غفلت پرسش برانگیز و بعضا خیانت بار دستگاه خارجه در مرحله ی بسیار حساس و جدی قرار گرفته است. این کشورها می کو شند با رفتارهای دقیق که با منطق حقوقی تنظیم می شود ادعاهای خود را در قبال جزایر ایرانی را در مجامع بین المللی زنده و فعال نگاه داشته و از سوی دیگر وهنی بر حاکمیت تاریخی ایران وارد ساخته و آنرا بعنوان اشغال متخاصمانه ی ایران از سال 1971 معرفی کنند.

این حرکتهای موذیانه و خطرناک در قبال تمامیت ارضی سرزمینیمان با رفتار دستگاههای دیپلماتیک جمهوری اسلامی با همراهی یا سکوت ,تکمیل و پیگیری می شود.بنا به این دلایل بود که سازمان جوانان حزب پان ایرانیست طی بیانیه ی مورخه ی 13/09/1386 خود در خطاب به ملت ایران ,مسوولیت دفاع از تمامیت ارضی و خنثی سازی توطئه های دشمنان را در حد توان بر عهده شناخت و بعد از چند نامه و هشدار بالاخره تصمیم به برگزاری تجمع اعتراض آمیزی در مقابل سفارت امارات به مورخه ی 10/02/1387 گرفت .متاسفانه آنگونه که پیش بینی می شد این امر با مخالفت دستگاههای امنیتی و انتظامی و گویا وزارت خارجه مواجه شد و با پافشاری وطن پرستان به مرحله اجرا رسید که البته در کمال شگفتی با برخورد نیروهای انتظامی با مردم معترض مواجه شدیم تا نشان دهند که گروهی از حضور مردم در صحنه در بیم و نگرانی بسر می برند و از هشیاری مردم انتقام می گیرند .ازآنجائیکه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از درگیری میان مردم و نیروهای نظامی و انتظامی در مقابل سفارتی که به ملیت و هویت ما اسائه ادب می کند ابا داشت تا مبادا دستاویزی بدست دستگاههای دقیق دیپلماسی و تبلیغاتی امارات و قطر و ... بیافتد با شتاب تجمع پرشکوه و غرور آفرین ملی را پایان بخشید تا درگیریها در مقابل سفارت به وقوع نپیوندد و لذا تن مردم هشیار در خیابان ولیعصر و در فاصله ی اندکی از سفارت پذیرای باتومهای موتورسوارها شد تا دست کم مساله حفظ نظم و ترافیک تلقی شود.

روزهای آتی شاهد تجمع و اعتراض سایر شهرهای ایران از جمله حرکت بسیار با شکوه تبریز در حمایت از تمامیت ارضی و نام خلیج فارس بود.در مقابل این حرکت دقیق مردمی دولت امارات نه تنها از کوششهای خود نکاست بلکه برنامه های منظم و حساب شده ی خود را پیگیری کرد و در مقابل , دستگاه دیلماسی ایران بیش از پیش از جایگاه ناشایسته خود دور افتاده و در واقع انفعال پیشه کرد .به شمه ی از این موارد اشاره می کنیم:

1)اتحادیه عرب در حضور آقای متکی وزیر خارجه و سپس امارات متحده عربی به تنهایی شکایتی علیه ایران به اتهام اشغال جزایر به سازمان ملل متحد تنظیم کردند تا اخلالی حقوقی بر روند آنچه اشغال جزایر از سوی ایران می نامند وارد کرده و اسناد تاریخی - حقوقی خود را برای مجامع بین المللی غنی تر کنند .پاسخ دستگاه دیپلماسی ایران بازدارنده و از منظر عزت نبوده است.

2)امارات که در سالهای اخیر توانسته حجم انبوهی از امکانات مالی و انسانی ما را جذب بازارهای اقتصادی و تولیدی خود کرده و سود سرشاری از این راه و نیز از طریق بازصادرات کالا به ایران ببرد,ضربات خود بر اقتصاد ایران را با فشارهای ناروا بر تجار و مسافران و سرمایه گذاران ایران که به نوعی پول و کار آنها با اقتصاد امارات گره خورده بود با محدود سازی فعالیت های آنها و گاها ایجاد شرط و شروط ناموجه برای ادامه فعالیت,تکمیل ساخت.حتی دولت امارات کوشید از طرق مختلف با استفاده از این ابزارها از حساسیت موضوع جزایر در داخل ایران بکاهد!و در ادامه ی این روند قدرت خود را به رخ شهروندان ایرانی بی پناه کشید تا حساب کار بدست اهالی ایرانی مقیم در این کشور بیاید .آنها در اقدامی توهین آمیز نسبت به عزت ,هویت و اخلاقیات ایرانی با مسافران یک هواپیما برخورد کردند که واکنش سرد و سست دستگاه دیپلماسی باعث شرم هر ایرانی است و خواهد بود .وزیر خارجه بعد از مدتی سکوت اعلام کرد"موضوع در دست پیگیری است و به مقامات اماراتی هم منعکس شده است"اظهارات مقتدرانه ی(!؟)این وزیر مملکت بر باد ده که سابقه ی سکوت در مقابل العطیه هنگامی که بصورت مکرر واژه مجعول و کذایی خلیج را بکار می برد در کارنامه ی خود دارد و البته اظهارات مشعشع او در قبال دریای مازندران ,که روی آقا خان نوری را سفید کرد ,چون ننگی در تاریخ به یادگار خواهد ماند ,مشخص نکرد دستگاهی که نمی تواند پاسخی مناسب به اقدامات موهن پلیس امارات نسبت به تیم ملی ,بازیکن و سرمربی تیم ملی بدهد و سخنگوی سابق و سفیر فعلی او در امارات می گوید باید به این مساله ی سیاسی از منظر ورزش نگاه کرد ,پیگیری هایش گره از چه کاری باز خواهد کرد.

3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به دولت امارات هشدار می دهد که پرونده خود را در پیشگاه ملت ایران سنگین تر از این نکند و ادامه ی حیات نو پا و ضعیف خود را در معرض بادهای تند که ریشه خارهای تنومند تری را برکنده قرار ندهد !زنهار که از مظاهر عدل پروردگار انتقام است!از تک تک رفتارهای امارات بازخواست خواهیم داشت.

4)تکلیف امارات برای ما مشخص است ,آنها هم رویه ی سیاسی و راهبردی خود را در قبال ما تعریف کرده اند و ظاهرا قصد بازبینی در آنرا ندارند اما از این پس طرف ما و ملت ایران در این قضیه علاوه بر امارات دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی می باشد.سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به مسوولین هماهنگ با سیاستهای پان عربیست هشدار می دهد که رفتار آنان را زیر نظر دارد و مورد بازخواست ملی قرار خواهد داد .کوتاهی های دستگاه دیپلماسی بشدت پاسخ داده خواهد شد و از کانالها و ظرفیتهای قانونی نیز برای پیگرد آنها استفاده خواهد شد .دستگاه قضایی نیز باید به هوش باشد و این مساله را بعنوان اقدام علیه امنیت ملی پیگیری کند .دستگاههای امنیتی نفوذ های مرموز و احیانا هماهنگ با این سیاستها را باید کشف و معرفی و خنثی کند.همانطور باید پاسخگو باشد که افزایش فشارهای امنیتی در خوزستان بر روی پان ایرانیستها در حالی که فعالیت منطقه ای پان عربیستی بصورت هماهنگ پیگیری می شود از چه روست؟

5)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از آحاد ملت ایران,استادان و پژوهشگران و اهل قلم و مطبوعات می خواهد که با پیوند معنا دار و هماهنگ آگاهی های عمومی را بالا برده و حساسیتهای لازم را به منصه ظهور برسانند .

6)ما سپاس خود را نسبت به کسانی که آگاهانه و هشیارانه مسائل ملی را پیگیرند و با هشدارهای لازم و به موقع ترفندهای هماهنگ دشمنان را ناکام می گذارند ,پیش کش می داریم.

 

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

9/9/1387

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 16:15  توسط ابوالفضل عابدینی | 

                   *دکتر سهراب اعضم زنگنه  عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست

* دکترین حزب پان­ایرانیست، با کردهای آنسوی مرز آواره در ایران که با حکومت مرکزی عراق در جنگ بودند بر چه مبنا و استراتژی بود؟

* برای کردها که هرگز ندیده بودند حزبی سراسری مُهری تأیید به مبارزاتشان بزند و پشتیابانشان باشند تا چه اندازه همیار شما در این راه بودند؟

*  آیا بعد از آزادی کردستان عراق (جنوبی) سفری هم به نزد دوستان خود داشته­اید؟

*  بارها از آقای پزشکپور و هم چنین شما شنیده شده که پشتیبان حکومت کردی هستید، بسیار خشنودیم که شفاف­تر به این بابت بپردازید؟

*  بارها از آقای پزشکپور و هم چنین شما شنیده شده که پشتیبان حکومت کردی هستید، بسیار خشنودیم که شفاف­تر به این بابت بپردازید؟

* می­گویند خواسته حزب پان­ایرانیست به سلطه در آوردن فلات ایران به زیر پرچم حکومت مرکزی است؟

* دیدگاه شما نسبت به فدرالیسم برای عراق چیست؟ آیا کردها باید به این مدل حکومتی اکتفاء کنند؟

*نظر شما در مورد خواسته کردها در مورد کرکوک چیست آیا باید تحت فشارهای ترکیه و کشورهای عربی آن را به اعراب تقدیم کرد؟

* کردهای ایران (کردستان شرقی) خواهان فدرالیسم هستند و آقای پزشکپور هم از فدرالیسمی ایرانی سخن به میان آورده­اند پس چرا کردهای ایران از همکاری با احزاب سراسری امتناع می­کنند و بیشتر به دنبال دوستانی در خلق­های دیگر هستند؟

* تعریف شما از قوم و ملت چیست؟ آیا فارس قوم است (آقای پزشکپور می­گفتند نیست) آیا کلمه قوم شامل حقوق سیاسی نمی­شود و آیا ملت به معنای جدائی خواهی است؟

* آیا ایرانی بودن یعنی فارس و تهرانی و شیعه بودن است؟

*  آیا آنطوری که این خلقها، قوم­ها، ملت­ها شایع می­کنند در ایران فقط به آنها ظلم می­شود و به فارس­ها اجحافی صورت نمی­گیرد؟در گوناز تی­وی که برای جدائی آذربایجان از ایران تبلیغ می­کند مرتباً این مسائل شنیده می­شود؟

* جمهوری اسلامی ایران از اینکه شما در داخل کشور هستید و دست از فعالیت بر نمی­دارید تا به چه اندازه این وضعیت را بر می­تابد چون شنیده شده که گویا حملات فیزیکی­ای به آقای پزشکپور شده است؟ و هم­چنین رفقایتان مرتباً به دادگاه احضار می­شوند؟ 

* همکاری موجود میان دگراندیشان در داخل کشور تا چه اندازه است؟

* آیا حزب پان­­ایرانیست هرگز در ساختار و تشکیلات جمهوری اسلامی از ابتدا تا به حال نقشی داشته است؟

برای مشاهده ی پاسخ های سرور دکتر زنگنه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 12:33  توسط ابوالفضل عابدینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پاینده ایران
ایران !ایران!ایران!ای کشور آریان نامت بجاست ومهرت در دل ما .بدبخت تر از خائن تو اهریمنی نیست.خوشبخت تر از سرباز تو شهید تو کیست ؟!
شادباد.شادباد.شادباد ای شهیدان راه ایران که به قرنها در دل دشت ها.کوه ها ودریاهای میهن به خون خود کفن پوشیده وخفته اید .نام شما ویاد شما. افتخار ماست ودرس زندگی ما .
کیست که برترین آرزوی خود را شهادت در راه ایران می داند؟
((...ما))
آرمان خواه داند که فدای آیین گشتن تنها آرزوست.
(شهید را ه وطن دکتر محمد رضا عاملی تهرانی )


نهضت پان ایرانیسم شصت ودو سال است مبارزه در راه وحدت وبزرگی ایرانزمین را آغاز کرده است .
مکتب پان ایرانیسم به صورت جلوه تشکیلاتی نهضت پان ایرانیسم از پانزدهم شهریور ماه ۱۳۲۳بنیان گذاری وتا پایان شهریور ماه ۱۳۳۰ به کوشش ادامه داد.
حزب پان ایرانیست جهت پرورش نیروهای اداره کننده کشور از دیماه سال ۱۳۳۰بر بنیاد مکتب پان ایرانیسم شکل گرفت .
این وبلاگ شما شما را با فشرده ای از گذشته و مبارزات حزب پان ایرانیست آشنا می سازد.
باشد که در راه ایرانی بزرگ وآباد وآزاد با نظامی شایسته ملت بزرگ ایران وحکومتی پان ایرانیست وآرامان خواه دست در دست یکدیگر بگذاریم .

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
بخش شخصی
مصاحبه ها
تصاویر
متنی
پیوندها
سایت رسمی حزب پان ایرانیست
تریبون آزاد حزب پان ایرانیست در خوزستان
پان ارانیست ارومیه
هواداران پان ایرانیست در آذربایجان
جوانان هوادار پان ایرانیست کرمان
منوچهر یزدی
جوانان پان ایرانیست
فرمان آریا
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
دادگران پان ایرانیست
بنیاد فرهنگ ایران
جنبش پان ايرانيسم
فعالان حقوق بشر در ایران
سازمان اتحاد ایران
کورش کبیر
پایگاه تاریخ وفرهنگ ایران
اسطورگان
کتابخانه
اي ايران
کورش وآزادی
پرچمداران انقلاب مشروطیت ایران
دكتر محمد مصدق
احمد باطبی
انجمن صنفی روزنامه نگاران
افشاگری
آذرگشنسب
پریان باستان
محمد مهدي حبيبي
توماج آریان
ايران شکوه از ياد رفته
ايران را فراموش نكنيم
دانشجویان آزادیخواه ملی
وبلاگ جوانان میهن پرست بختیاری
به ایران بیاندیشیم (سرور شاپور)
آراسپ (سرور بزرگمهر)
رویا رهبر
تیرداد بنکدار
ایرانیان می توانند
بدون سانسور
منصور محرابی فرد
انجمن فردوسی
nid
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان